سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

فریم تصویر

پناه عالم

دکتر محمد دولتی

خلاصه آلبوم:

1. بیان داستان اصحاب کهف.

2. کهف در زمان ما کیست؟

3. پناه بردن به کهف، تنها راه نجات است.

4. ارتباط جریان اصحاب کهف با عاشورا و شباهت آن جریان به زندگی امروز ما.

تاریخ سخنرانی:‌ محرم ۱۴۳۵

۱۳ وضعیت متن

به همراه خلاصه سخنرانی ها

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳

 خداوند را شاکریم بار دیگر توفیق عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) را نصیبمان نمود.

یک شبهه و سوالی که مطرح می شود آنست که دینی که برای 1400 سال پیش آمده و برای اعراب بوده، چگونه می خواهد بر همه زمانها حاکم شود و پاسخگو باشد؟

این سوال در درون خود اشکال ساختاری دارد. در حقیقت این سوال، سؤال کسانیست که دین را اینگونه می پندارند که: پیغمبری رفت و قرآنی ماند!

دینی که خداوند فرمود کامل و جاودان است، دینی است که در آن عترت و کتاب خداوند (قرآن) در کنار یکدیگرند. اسلامِ کامل و نعمتِ تمام و دینِ جاوید و ماندگار، بعد از پیامبر (ص) به این دو شناخته می شود.

حقیقتاً اگر امروز در حضور امام صادق (علیه السلام) بودیم، آیا سوالی بی پاسخ می ماند؟ آنهایی که در این زمینه اطلاعات کمی دارند، به سیره زندگانی ائمه (علیهم السلام) مراجعه کنند.

اما امروز تکلیف ما چیست؟ چقدر تلاش کرده ایم به امام زمان (عج) دست پیدا کنیم؟

امام زمان (عج) کریمی است که لطفش بی دریغ به ما رسیده است. کمی هم به خود بیاییم و به اعمال خود توجه کنیم! که فرمودند " انا غِر مهملین لمراعاتکم". او سید و سرور و حافظ ماست. 

این سوال را از خود بپرسیم چرا از این توفیقات محرومیم؟!

مسیری که انشا الله می خواهیم پیش بگیریم اینست که ائمه (علیهم السلام) در بهره مند شدن از قرآن به گونه ای که ما اسلام را دینی با طراوت و زنده بیابیم، چگونه هدایت فرموده اند؟!

منبع: سایت رواسی 



×

 اگر قرآن را فقط از زاویه شان نزول آیات، بررسی کنیم، آنرا جز یک مجموعه ای که تاریخ و حوادث را در خود دارد، نمی یابیم.

خداوند در قرآن، داستان می گوید- داستان پیامبران و اصحاب کهف و امت های مختلف- برای چه؟ مگر قرآن، کتاب داستان و سرگرمی است؟ 

قرآن هدایت کننده و نور است، به شرط آنکه آنکس که علمش را دارد برایمان توضیح دهد. علم قرآن، در نزد خلیفه و حجت خداوند است.

در مقاتل آمده که سر امام حسین(علیه السلام) در مسیر کوفه آیه " ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیتنا عجبا" را خواند. چرا امام حسین (علیه السلام) سوره کهف می خواندند؟ ارتباط اصحاب کهف با امام حسین (علیه السلام) چیست؟

اینکه اصحاب کهف، اسامیشان چه بوده است؟ و پادشاه آن زمان چه کسی بوده، چه فایده ای دارد؟ 

اصحاب کهف کسانی بودند که می خواستند ایمان داشته باشند ولی پادشاه ظالم این مجوز را نمی داد و آنها هم به خاطر ایمانشان از شهر خارج شدند و خداوند متعال آنان را به سمت کهف رهنمون ساخت.

حال از امام پرسش نماییم که حقیقت کهف جه بوده و چه فایده ای دارد، می فرمایند که آن کهف مطمئن و ایمن، مائیم.

منبع: سایت رواسی



×

گفته شد اگر کسی قرآن را با اهل بیت ( علیهم السلام) بجوید، قرآن را زنده می باد و اگر کسی قرآن را با صاحبش نجوید، در ظلمت می‌ماند و بهره‌ای از نور نخواهد برد.

همچنین اشاره شد که سر مطهر امام حسین( علیه السلام) آیه " ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیتنا عجبا" تلاوت می‌کردند. این داستان چه مطلبى را مى خواهد روشن نماید؟

در سوره کهف داستان اصحاب کهف، از همین آیه شروع مى شود. در آیه ١٦ تصریح می‌دارد که اگر جز خدا نپرستید و از مردم دل زده شوید، پس به این غار پناه ببرید.

امام باقر فرمودند: «امام کهف حصین است و جای امنى برای پناه گیری است برای مومنان.» (تفسیر فرات کوفی، ص338)

تعریف مومنین: کسانیکه قلبشان محل امنی برای ولی الله و اراده اوست.

منبع: سایت رواسی



×

اگر دیدید در جامعه ای گناه باب شده و آن جامعه دل زده شدید، به کهف حصین یعنی امام علیه السلام پناه ببرید.

این میل به پناه گرفتن به امام در ایام محرم در انسان بیشتر جلوه می کند.

گاهی اوقات در تلاوت آیات و روایات به دنبال آن هستیم که فهم آن را برای خودمان سخت کنیم چه از جنبه های لغوی و جنبه های معنوی.

شرک چیست ؟! حضرت فرمودند نگذاشتند که معنای شرک برای شما معلوم شود. به خاطر آنکه مشرک شناسایی نشود.

خداوند مالک ما و هر آنچه در زمین و آسمان است، و برای مملوکش می تواند قانونگذاری کند. خالق ما وقتی می خواهد مرا امر و نهی کند، من که شأن را ندارم که با ما سخن بگوید کسی را می فرستد و با او نشانه ای همراه می کند و این نشانه عقلاً باید در ما تأثیر کند چون نشان خداوندی است که می خواهد 

پیامبرش را به من بشناساند و بعد شناسایی او باید او را مطلقاً پیروی کنم چون فرستاده خداست.

بنده کیست؟ بنده کسی است که در قابل او مولایش، مطیع باشد. دشمنان اهل بیت(ع) در واقع ولایت دشمنان اهل بیت(ع) و خلفا را پذیرفتند عبد طاغوت بودن، منظور بت بیرونی است، بت که اطاعت نمی شود.

منبع: سایت رواسی



×

 در ماجرای اصحاب کهف، قرآن می فرماید:

(وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ ذَٰلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ مَن یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرْشِدًا / ١٧)

فضاى داخلى غار به گونه اى بود که خورشید بر آن مى تابید و شدت نور به گونه اى بود که اصحاب کهف را اذیت نمی نمود و این از نشانه هاى خداوند بود.

در هدایت خداوند متعال هر آنکس هدایت شد هدایت یافته است و امر هدایتى خداوند همواره جریان دارد و یکی از نشانه های آن، امر و نهى عقل مى باشد.

دیندارى که امروز باب شده است ( عرفانهای مدرن، ریاضت ها، تصوف و...)، پایه اش در سقیفه بنا نهاده شد. اما باید بدانیم دیندارى امرى ساده است و دینی که خداوند مى خواهد ساده می‌باشد.

در حدیث سفینه نوح توجه داشته باشیم که کسی سوار این کشتى نشود، هلاک است و هیچ پناهگاهى نمى ماند. پناه بردن به غیر ولی الله هلاکت به دنبال دارد.

کشتی نوح (علیه السلام) ساخته خداوند متعال بود و حضرتش مجرى آن. کشتی نجات برای آنکه اثر بخش باشد باید زیر نظر و تحت امر خداوند باشد. مى شود ناجى امت و هادى آن، کسى جز منتخب خداوند باشد؟

علت سفر امام حسین ( علیه السلام) و خانواده ایشان به کربلا براى ساخت کشتی نجات امت بوده است. و کشته شدن امام و اسیری زنان، این کشتی را بنا کرد.( نسل ائمه در نسل امام حسین(علیه السلام)، استجابت دعا زیر قبه، شفا در تربت، شفاعت شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام)).

ارتباط دیگر اصحاب کهف و اصحاب امام حسین(علیه السلام) در این است که اجساد اصحاب کهف در غار امن و ایمن، جا به جا مى شد؛ اجساد مبارک شهدا هم با سم اسبان در صحرای کربلا جا به جا می شدند.

اگر شنیدید «ان الحسین مصباح الهدى و سفینه النجاه» بدان که براى ساخت این کشتى، خیلى بلاها و مصیبت ها کشیده اند.

منبع: سایت رواسی



×

آیات قرآن کریم به تلاوت «ولی خداوند» معنا و تفسیر می شود، به فرمایشات آنان مصادیق آن تعیین می گردد؛ و امام برای گفتارش حجت دارد.

بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿٤٤/نحل﴾

خداوند به رسول خود می فرماید ما بر تو قرآن را نازل کردیم که تو برای آنان(مردم) تبیین کنی

در آیه 64 سوره نحل نیز به این مسئله اشاره شده است: وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ.

ائمه(علیهم السلام) همواره فرموده اند که صحبت هایی که برای شما(مردم) بیان می کنیم همگی بر اساس قرآن است. پس قرآن یک تمرکز مخاطب در گفتار دارد.

یکی از کرامات حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) این است که وحی را که مخاطبش اوست در اختیار ما قرار داده است.

آنکس که ادعا کند من وحی را درک می کنم سخنی از روی جهل بیان کرده است.

از فرستاده خدا همه بهره می برند ولی مؤمنان بهره خاص می برند. و کسانی هم بخواهند با خدا دشمنی کنند با او دشمنی می کند.

نشانه کسی که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را شناخته این است که آن حضرت را به دیگران معرفی می کند چون می داند او سفینه نجات است و این پیغامی است که در غدیر بیان شد.

منبع: سایت رواسی



×

تَحْسَبُهُمْ أَیْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْیَمینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً (کهف/18)

گمان می کنی که اینها بیدارند اما آنها خوابند و از دیدار آنها ترسی در دل پدیدار می شود و ما آنها را از این پهلو به آن پهلو می کنیم.

ایمان دارای مراتبی است که آدمی هر چقدر اعتمادش به خداوند بیشتر شود، رتبه ایمانیش بالاتر می رود. بالاترین رتبه ایمانی آنست که انسان، خداوند را تصمیم گیر زندگی اش کند.

انسانی که به خداوند و ولی او، ایمان دارد، دیگران او را به مانند اصحاب کهف، می پندارند و در دل آنها هراسی ایجاد می شود. (بخاطر ارتباط با غیب) و با خداوند و امامش راز و نیاز می کند.

اگر داستان کربلا برای دیگران گفته شود، حال اصحاب کربلا و موقعیت ایمانی آنها را درک نمی کنند و از آنها اشکال می گیرند که چرا آنها برای تبلیغ اسلام و تشیع، معرکه را رها نکردند در حالیکه می دانستند حضور آنها در کربلا تاثیری نخواهد داشت.

منبع: سایت رواسی



×

انسان با ایمان یک تفاوت اساسى با فرد بى ایمان دارد و البته انسان بى ایمان هم با فردى که کفر مى ورزد، متفاوت است.

فرد با ایمان رفتارهایى دارد که فرد بى ایمان ندارد. به طور مثال فرد با ایمان، صدقه مى دهد که مالش برکت پیدا کند. اما فرد بى ایمان برکت را بى معنا مى داند و بلکه جمع کردن مال را نافع مى داند.

انسان با ایمان به مواردى ایمان دارد که مرئى و نمایان نیست ( مانند برکت در مال، ارتباط با خدا، روضه و عزادارى و...) و افراد بى ایمان آنها را در خطا مى بینند.

سازندگان کشتى حضرت نوح علیه السلام و خود آن حضرت در حالیکه که کشتى را بنا مى نهادند دیگران آنها را مسخره مى کردند با اینکه علت ساخت کشتى ایمان به خدا و وعده او بود. اگر کسى براى حاجتش نذر امام زمان علیه السلام کند، دیگران او را مسخره مى کردند و این کار بیهوده تلقى مى کردند.

سید الشهدا (علیه السلام) کسى که بندگی خود را به حد اعلای خود رسانید و پدر بندگى نام نهانیده شد، مشیت خداوند را به همه ى وجود پذیرفت. ( ان الله شاء ان یراک قتیلا)

منبع: سایت رواسی



×

 عده اى در این عالم صدر نشین خلقتند در عبادت و ملائک از صبر و عبادت آنها در تعجبند.

چهارده معصوم (علیهم السلام) محبوبیتى نزد خداوند دارند، توصیف ناشدنی! رمز عبادات در صبر است و صبری ارزشمند است که همراه با رضایت باشد.

منبع: سایت رواسی



×

صحبت کردن عملی است که شیطان بسیار مشتاق آن است که ما را به آن مشغول کند تا به این وسیله از شنیدن سایر صحبت ها محروم شویم. زیرا صحبت کردنی که عبث و بی فایده باشد و بر دانش آدمی نیافزاید باعث خسران می شود.

به عنوان مثال برخی از مسائل مرتبط با داستان اصحاب کهف که برای عده ای بسیار محل بحث و سؤال است که در آخر برای آنها فایده ای ندارد و به معرفت آنها چیزی نمی افزاید.

تعداد اصحاب کهف را نه کسی می داند و نه می تواند بیابد؛ تنها خداست که از آن آگاهی دارد. 

شاید یکی از دلایلی معلوم نبودن تعداد اصحاب کهف این است که خداوند تعداد آنها را محدود نکرده است و هنوز در آن غار باز است. از همین روست که کهف حصین به همه معرفی شده است و آن چیزی نیست جز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) و در آخر است که معلوم خواهد شد چند نفر به او پناه خواهند برد.

داستان کربلا به مانند داستان اصحاب کهف است، یعنی در هر مقطع تاریخی می توان با آن ارتباط برقرار کرد و به آن متصل شد. چنانکه امروزه مشاهده می کنیم عده ای به آن شجره ممنوعه می پیوندند و عده ای نیز در سمت مقابل به محبین امام حسین(علیه السلام) و اصحابش اضافه می گردند.

هر کسی می تواند به این غار پناه ببرد چنانکه قرآن اشاره دارد که سگ اصحاب کهف نیز به آن غار پناه برد و به آنها پیوست.

اکسیر اعظم گریستن بر مصیبت امام حسین(علیه السلام) است که به وسیله آن می توان به کهف حصین و کشتی نجات وارد شد.

منبع: سایت رواسی



×

سَیَقُولُونَ ثَلَاثَهٌ رَّابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَیَقُولُونَ خَمْسَهٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَیَقُولُونَ سَبْعَهٌ وَثَامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُل رَّبِّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا یَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِیلٌ فَلَا تُمَارِ فِیهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِیهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا (٢٢/ کهف)

خداوند در این آیه تعداد اصحاب کهف را به صورت دقیق نمى گوید و مى فرماید از این تخمینها، تعدادشان بیشتر است.

کهف( که در جلسات قبل توضیح داده شد) که ائمه (علیهم السلام) است تعداد اصحابشان مشخص و ثابت نیست و تا روز قیامت مى توانند افراد به این گروه بپیوندند و تعدادشان روزافزون است.

ما هم مى توانیم از فضل خداوند طلب کنیم و خود را ملحق به اصحاب امام حسین (علیه السلام) بکنیم. هر کس طعم بودن با امام را چشیده باشد دیگر این ارباب را رها نمی کند.

اگر بهشت برویم دوست داریم همنشین و همراه چه کسی باشیم؟ یادمان باشد خداوند علىٰ کل شئ قدیر است.

هر که بهشتى شد هیچ حسدى در او راه ندارد. اگر کسى بخواهد از خداوند در کنار اصحاب امام حسین (علیه السلام) بنشیند، آنها هیچ بخل و حسدى نخواهند داشت.

کار اصحاب کهف و کهف پایان نگرفته است.

از امام حسین (علیه السلام) بخواهیم، که اگر از سعدا نیستیم ما را به کرم و لطفشان ما را سعید فرماید.

منبع: سایت رواسی



×

 هر آنکس که مدعی ورود به دایره ایمان شود، امتحان و آزمایش می شود و ایمان هم مبتنی بر اعتماد است. در کربلا نیز کسانی که ادعای یاری امام حسین (علیه السلام) را داشتند، نیز امتحان شدند و امام (علیه السلام) فرمودند که این سپاه می خواهند مرا بکشند و آنهایی که می خواهند بروند، مختارند.

پس از آن بسیاری از همراهان امام صحنه را ترک نمودند اما آنهایی که ماندند دیگر به کهف حصین پناه برده بودند و خود را به آن سپرده بودند و مراقبت و محافظت آنها با امام (علیه السلام) بود. (الکهف :  14 وَ رَبَطْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ... ) و این محافظت خود را در تحمل مصیبت عظیم عاشورا بود.

تمام سختی در تعین تکلیف در انتخاب راه است! به عنوان مثال پرداخت خمس سخت است اما هنگامی که پرداخت شد، برکت به مال و زندگی شخص می آید.

کسانی که وارد این غار شدند، قبل از آن دستور العمل و استراتژی نداشتند بلکه به راحتی وارد این غار شدند و خود را به امام (علیه السلام) سپردند و از ایشان تعین تکلیف می کردند.

ویژگی عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) این است که نقطه اتصال آدمی به خداوند و امام زمان (عج) را تثبیت و تقویت می کند و زندگی سعادتمندانه را تضمین می کند. 

تمام هدف باید آن باشد که خود را به کشتی نجات برسانیم. از آنجا به بعد امام خود ما را حفظ می کند.

منبع: سایت رواسی



×

 وَکَذَلِکَ بَعَثْنَاهُمْ لِیَتَسَاءَلُوا بَیْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ  قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالُوا رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَکُمْ بِوَرِقِکُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِینَهِ فَلْیَنْظُرْ أَیُّهَا أَزْکَى طَعَامًا فَلْیَأْتِکُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْیَتَلَطَّفْ وَلَا یُشْعِرَنَّ بِکُمْ أَحَدًا ﴿کهف/١٩﴾

خداوند می فرماید که مدت توقف بر آنها معین و مشخص نبود و متوجه گذر زمان نبوده اند. بنابر این جریان، رجعت و قیامت امری واقعی و نفی ناپذیر است.

کسی که به این غار پناه ببرد، زندگی و زمان برای آنها برکتی دارد و اما کسی که اعراض از ذکر خداوند بکند، زندگانی ننگ باری خواهد داشت. (و مَنْ اَعْرَضَ عَن ذِکری فانَّ لَهُ معیشتاً زنکا) روایت است آنکس که قصد خدمت خالصانه می کند، خداوند زندگی اش را مدیریت می کند. 

زندگانی ما باید بگونه ای باشد که نشان دهد، مولا داریم و ما بنده ایم. اگر کار را به بزرگتر بسپاریم او به خوبی و شایستگی زندگی فرد، را می چرخاند.

شیطان بعد از کسب نورانیت در این مجالس، اصرار بر از بین بردن آن دارد. سعی بر پیدا کردن الفاظ و اذکار نباشیم، بلکه چیزهایی را که کسب کردیم را حفظ نماییم.

راه حفظ این نورانیت کسب شده، ورود و خارج نشدن از کهف حصین است. 

برای ماندن در این کهف سه کار باید انجام دهیم 

1. سعی و تلاش نماییم دلمان را نسبت به امور دنیوی، بی رغبت کنیم (وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ ) 

2. جز خدا را چیزی را قصد پرستش و پیروی نداشته باشیم (وَمَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ) 

3. پناه بردن به کهف و امام (علیه السلام). برنامه ای در صبح و شب برای خواندن مقتل امام حسین (علیه السلام) به مقدار اندک داشته باشیم و در این امر نیت همراهی با امام زمان(عج) را بکنیم. و هر گاه هم از این امر غافل شدیم، مجدداً عمل را از سر گیریم.

منبع: سایت رواسی



×

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×