دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
پنجم محرم؛ بلوا

عمو رسیدم و دیدم؛ چقدر بلوا بود

سر تصاحبِ عمامۀ تو دعوا بود

 

به سختی از وسط  نیزه‌ها گذر کردم

هزار مرتبه شکر خدا کمی جا بود

وصیت حضرت ام البنین به قمر بنی هاشم‌؛ حرکت کاروان به کربلا

قصد کرده است از وطن برود

پنجمین رکن پنج تن برود

 

این حسین است که غریب شده

کاش می شد که با حسن برود

زبان حال حضرت زینب در اسارت

دنیایی از بی حرمتی دور و برم ریخت

در شهر کوفه عاقبت بال و پرم ریخت

 

در کوچه‌های سنگی نامرد کوفه

از روی نیزه، جان من، خاکسترم ریخت

حجم تیر

دیدنت در همۀ راه معما شده است

تو کجا، نیزه کجا، وای چه با ما شده است؟

 

دیدنت سخت ولی سخت‌تر از آن این است

باز هم حرمله سرگرم تماشا شده است

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×