سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

طفل یتیم، حس یتیمی نداشته

بر روی خاک، بال و پر خویش می‌‌زند

دارد دوباره او به سر خویش می‌‌زند

 

طفل یتیم، حس یتیمی نداشته

حالا عجیب بر جگر خویش می‌‌زند

 

پرستوی یتیم

روی دشتی از خون

روی تلی از خاک

ایستاده به تماشای عمو

می‌وزد باد و رخ سوخته‌ای می‌‌سوزد

می‌وزد باد و ترک‌های لبش شعله‌ور است

 

عباس می‌‌شوم علمم را بیاوری

 

با عمه گفت: کشت مرا سوز این نفس

من را بزرگ کرده برای همین نفس

با آخرین توانم و تا آخرین نفس

 

گنجینۀ اسرار

زیر ایوان طلایت بخت با من یار شد

شور و حالم قیل و قال کوچه و بازار شد

 

هرکسی عمّان نخواهد شد مگر در خانه‌ات

در حرم بودم، دلم گنجینۀ اسرار شد

 

والله که کشتی نجات است حسین

فرماندۀ کل کائنات است حسین

معنای نماز و صلوات است حسین

 

ای آنکه برات کربلا می‌‌خواهی

در دست کرامتش برات است حسین

 

حالا تو را هجا به هجا گریه می‌‌کنم

جای گله ز فاصله‌ها گریه می‌‌کنم

با نام سیدالشّهدا گریه می‌‌کنم

 

من که تمام عمر ز داغت گریستم

در بین قبر هم چه بسا گریه می‌‌کنم

 

گفت در روضه به دنبال چه می‌گردی تو؟

ذرۀ خاکم و با عشق تو زر می‌گردم

نامت ‌آید به میان، زیر و زبر می‌گردم

 

کفتر جلد حریم تو‌ام آقا، یعنی

هر کجا می‌روم آخر به تو بر می‌گردم

 

کرب و بلایی‌ام کن

 بر نفس خود دچارم، یابن الحسن اغثنی

عبدی خرابکارم، یابن الحسن اغثنی

 

در غفلت از قیامت، با شعلۀ جهالت

آتش گرفته بارم، یابن الحسن اغثنی

 

دیر شد آقا، چه شد پس کربلایم یا رضا؟

تا خداوندان شمایید و گدایانیم ما

در مسیر طوس، آهوی بیابانیم ما

پشت سقاخانه‌ات دنبال درمانیم ما

سربلندیم و سرافرازیم و بارانیم ما

زیر دین گنبد شاه خراسانیم ما

 

نگاه لطف او به ما علی الدوام می‌‌رسد

به سوی یار از ندارها سلام می‌‌رسد

خوشیم این سلام‌ها به آن امام می‌‌رسد

 

شدیم بی نصیب از نظارۀ رُخش، ولی

نگاه لطف او به ما علی الدوام می‌‌رسد

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×