سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

اصلاً به غیر از کربلا چیزی نمی‌خواهم

گاهی میان عاشقی حیران شدن خوب است

گاهی دچار غصۀ هجران شدن خوب است

اصلاً در اینجا بی‌سر و سامان شدن خوب است

وقتی وصالی نیست، پس گریان شدن خوب است

 

آمدم های‌های گریه کنم

عاقبت آمدم پس از عمری

به مزارت، نه! بر مزار خودم

آمدم های‌های گریه کنم

به دل خون و داغدار خودم

 

چهل شب کابوس

بلند شو که بگویم فراق یعنی چه!

شرار شعله به گل‌های باغ یعنی چه!

 

بلند شو که بگویند با تو چشمانم

خرابه و شب بی چلچراغ یعنی چه!

 

طوفان ستم

ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﻟب‌های ﺗﺮک‌ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا

 

ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ اﺯ  ﺑﺎﻍ ﺧﺰاﻥ‌ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺒﻴﻨﻲ

ﮔﻞ‌ﻫﺎی ﻛﺒﻮﺩ ﺁﻣﺪۀ ﭘﺮﭘﺮﻣﺎﻥ ﺭا

 

سزاوار گل، خندۀ خار نیست

سر خاک تو بی خبر آمدم

عزادارم و خون جگر آمدم

درست است بی بال و پر آمدم

به شوق تو اما،  به سر آمدم

 

من هرچه دیدم، غیر زیبایی ندیدم

بیرون دویدم من ز خیمه، گریه کردم

رأس تو را دیدم به نیزه، گریه کردم

 

من در پی هر کودک تنها دویدم

بعد از تو یک روز خوش از دنیا ندیدم

 

از زینب کبری نوشتن، مرد می‌خواهد

پاییز بودن، برگ‌های زرد می‌خواهد

باران سرودن، اشک‌های سرد می‌خواهد

از درد گفتن، یک دل پر درد می‌خواهد

از زینب کبری نوشتن، مرد می‌خواهد

 

دشت پر از یاس سفید

ابر خون می‌بارید

عطر گل می‌پیچید

بین یک دشت پر از یاس سفید

کاروان عاقبت از راه رسید

همه از ناقه زمین افتادند

 

گل صد برگ

گل صد برگِ زیر خاک! ببین

خواهرت از سفر رسیده حسین

آمدم ای غریب مادر من

با قد و قامتی خمیده حسین

 

نشان «ما رأیت»

عشق را بر روی رمل و ماسه‌ها دیدم حسین

غرق در خون، روی خاک کربلا دیدم حسین

 

پیکر پاک تو را پامال سم اسب‌ها

رأس تو بر روی نی از تن جدا دیدم حسین

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×