سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

شرح حال اربعین

اى که می‌دانى غمت با سینه‌ی خواهر چه کرد!

 در نگر با زینبت دست ستم آخر چه کرد

 

سر برآر و سرگذشت همرهانت را بپرس

 تا ببینى این سفر با عترت اطهر چه کرد

 

بعد ما گویا که زهرا آمد اندر قتلگاه

 در کنار پیکر صد پاره‌ات مادر چه کرد؟

 

من شنیدم خاتمت در دست اهریمن فتاد

 ساربان با دست تو از بهر انگشتر چه کرد

 

پیکر سجّاد و زنجیر گران؛ غیر از خداى

 کس نداد آهن سوزان به آن پیکر چه کرد

 

از رباب و بانگ اصغر اصغرش جانم بسوخت

 من چه گویم داغ آن شش ماهه با مادر چه کرد؟

 

کاش می‌مردم، نمی‌رفتم سوى بزم یزید

 کو زبانى تا بگوید آن جنایت‌گر چه کرد؟

 

بر فروش و قتل ما می‌رفت هر ساعت گمان

 اى عجب کآن سنگ‌دل با آل پیغمبر چه کرد!

 

بوسه گاه احمد و دُرد شراب و ضرب چوب

 آه! یا رب! بشکند دستش که با آن سر چه کرد!

 

با سر خونین به دیدار رقیّه آمدى

 آه کآن دیدار تو با جان آن دختر چه کرد!

 

تا رقیّه در برم جان داد و پرپر زد چو مرغ

 درک کردم با دلت جان دادن اکبر چه کرد

 

جبهه‌ی سرخ شهادت از اسارت شد قوى

 کاش می‌دیدى که آل اللَّه در این سنگر چه کرد!

 

کیفرت را من گرفتم از یزید، آخر بپرس

 قطره‌هاى اشک من با آن ستم‌گستر چه کرد

 

کاخ دشمن واژگون خطبه‌ی سجّاد شد

کاش می‌دیدى على در شام بر منبر چه کرد!

 

 

شرح حال اربعین

اى که می‌دانى غمت با سینه‌ی خواهر چه کرد!

 در نگر با زینبت دست ستم آخر چه کرد

 

سر برآر و سرگذشت همرهانت را بپرس

 تا ببینى این سفر با عترت اطهر چه کرد

 

بعد ما گویا که زهرا آمد اندر قتلگاه

 در کنار پیکر صد پاره‌ات مادر چه کرد؟

 

من شنیدم خاتمت در دست اهریمن فتاد

 ساربان با دست تو از بهر انگشتر چه کرد

 

پیکر سجّاد و زنجیر گران؛ غیر از خداى

 کس نداد آهن سوزان به آن پیکر چه کرد

 

از رباب و بانگ اصغر اصغرش جانم بسوخت

 من چه گویم داغ آن شش ماهه با مادر چه کرد؟

 

کاش می‌مردم، نمی‌رفتم سوى بزم یزید

 کو زبانى تا بگوید آن جنایت‌گر چه کرد؟

 

بر فروش و قتل ما می‌رفت هر ساعت گمان

 اى عجب کآن سنگ‌دل با آل پیغمبر چه کرد!

 

بوسه گاه احمد و دُرد شراب و ضرب چوب

 آه! یا رب! بشکند دستش که با آن سر چه کرد!

 

با سر خونین به دیدار رقیّه آمدى

 آه کآن دیدار تو با جان آن دختر چه کرد!

 

تا رقیّه در برم جان داد و پرپر زد چو مرغ

 درک کردم با دلت جان دادن اکبر چه کرد

 

جبهه‌ی سرخ شهادت از اسارت شد قوى

 کاش می‌دیدى که آل اللَّه در این سنگر چه کرد!

 

کیفرت را من گرفتم از یزید، آخر بپرس

 قطره‌هاى اشک من با آن ستم‌گستر چه کرد

 

کاخ دشمن واژگون خطبه‌ی سجّاد شد

کاش می‌دیدى على در شام بر منبر چه کرد!

 

 

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×