سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

خواهر و قبر برادر

بازم هواى کوى تو بر سر فتاده است

 وز ماتمت به جان من اخگر فتاده است

 

عمرم گذشت و وصل تو ممکن نشد مرا

 دیدار ما مگر که به محشر فتاده است؟

 

شد اربعین و باز ره کاروان شام

 در کربلاى سبط پیمبر فتاده است

 

شد اربعین و باز ز داغ عزاى تو

 در کائنات، شورش دیگر فتاده است

 

از یاد تشنگان فرات، اشک و موج خون

 در چشم ما و چشمه‌ی کوثر فتاده است

 

در امتداد قبر شهیدان کربلا

 یک سلسله، سلاله‌ی حیدر فتاده است

 

دیگر ز ناله چون نکند منعشان کسى

 فریادشان به طارم اخضر فتاده است

 

نجما به قبر قاسم خود گریه می‌کند

 لیلى به روى تربت اکبر فتاده است

 

در هر طرف سکینه به یاد گذشته‌ها

 در جست‌وجوى گم‌شده اصغر فتاده است

 

کلثوم پا ز سر نشناسد که اینچنین

 اندر کنار علقمه با سر فتاده است

 

گرید کنار مرقد عبّاس و زین ملال

 لرزه به جان غم‌زده خواهر فتاده است

 

بر جسم دردپرور زینب، شرار غم

 از دیدن قبور مطهّر فتاده است

 

چون جان به بر کشیده مزار حسین را

 خواهر کنار قبر برادر فتاده است

 

آن خاک پاک بوسد و بوید مگر که باز

 زینب به یاد گفته‌ی مادر فتاده است؟

 

خون دل من است، «مؤیّد»! نه شعر من

نقشى که بر صحیفه‌ی دفتر فتاده است

 

خواهر و قبر برادر

بازم هواى کوى تو بر سر فتاده است

 وز ماتمت به جان من اخگر فتاده است

 

عمرم گذشت و وصل تو ممکن نشد مرا

 دیدار ما مگر که به محشر فتاده است؟

 

شد اربعین و باز ره کاروان شام

 در کربلاى سبط پیمبر فتاده است

 

شد اربعین و باز ز داغ عزاى تو

 در کائنات، شورش دیگر فتاده است

 

از یاد تشنگان فرات، اشک و موج خون

 در چشم ما و چشمه‌ی کوثر فتاده است

 

در امتداد قبر شهیدان کربلا

 یک سلسله، سلاله‌ی حیدر فتاده است

 

دیگر ز ناله چون نکند منعشان کسى

 فریادشان به طارم اخضر فتاده است

 

نجما به قبر قاسم خود گریه می‌کند

 لیلى به روى تربت اکبر فتاده است

 

در هر طرف سکینه به یاد گذشته‌ها

 در جست‌وجوى گم‌شده اصغر فتاده است

 

کلثوم پا ز سر نشناسد که اینچنین

 اندر کنار علقمه با سر فتاده است

 

گرید کنار مرقد عبّاس و زین ملال

 لرزه به جان غم‌زده خواهر فتاده است

 

بر جسم دردپرور زینب، شرار غم

 از دیدن قبور مطهّر فتاده است

 

چون جان به بر کشیده مزار حسین را

 خواهر کنار قبر برادر فتاده است

 

آن خاک پاک بوسد و بوید مگر که باز

 زینب به یاد گفته‌ی مادر فتاده است؟

 

خون دل من است، «مؤیّد»! نه شعر من

نقشى که بر صحیفه‌ی دفتر فتاده است

 

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×