سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

امیری حسین

نوجوانی آمد اندر نزد شاه

کش پدر کشته شدی در رزم‌گاه

 

وز شهامت بسته تیغی بر میان

تا ستاند کیفرش از کوفیان

 

شاه گفتا: نی که شاید مادرش

بر ندارد دل ز چهر انورش

 

خود تو را شد کشته بابا در قتال

پس شما را بس همان رنج و ملال

 

گفت: شاها! مادر فرخنده‌فال

خود مرا تحریص کرده بر قتال

 

مادرم، ای خسرو روحانیان!

بسته شمشیرم که بینی بر میان

 

الغرض؛ شه داد رخصت کآن فتی

رو نهد در جنّت «دارالبها»

 

 

تاخت در میدان، جوان نام‌دار

در رجز گفتی به وقت کارزار:

 

هست مولا و امیر من، حسین

آن که باشد مصطفی را نور عین

 

مادرش زهرا، پدر او را علی است

کی برابر کس به مهر منجلی است؟

 

طلعتش، چون طلعت «شمس‌الضّحی» است

غرّه‌ی سیمای او، «بدرالدّجی» است

 

دور او بگْرفته دشمن سربه‌سر

سویش از هر سو گروهی حمله‌ور

 

پاره‌پاره جسم پاکش ساختند

هم‌چو سَروش بر زمین انداختند

 

پس بیفکندند رخشنده سرش

سوی لشکرگاه، نزد مادرش

 

مادرش بوسیدی و بنْواختی

پس به سوی لشکرش انداختی

 

ما سر اندر راه داور داده‌ایم

سرخوشیم از آن که ما سر داده‌ایم

 

رو، سر خود گیر، ای خصم دنی!

سوی ما بیهوده این سر افکنی

امیری حسین

نوجوانی آمد اندر نزد شاه

کش پدر کشته شدی در رزم‌گاه

 

وز شهامت بسته تیغی بر میان

تا ستاند کیفرش از کوفیان

 

شاه گفتا: نی که شاید مادرش

بر ندارد دل ز چهر انورش

 

خود تو را شد کشته بابا در قتال

پس شما را بس همان رنج و ملال

 

گفت: شاها! مادر فرخنده‌فال

خود مرا تحریص کرده بر قتال

 

مادرم، ای خسرو روحانیان!

بسته شمشیرم که بینی بر میان

 

الغرض؛ شه داد رخصت کآن فتی

رو نهد در جنّت «دارالبها»

 

 

تاخت در میدان، جوان نام‌دار

در رجز گفتی به وقت کارزار:

 

هست مولا و امیر من، حسین

آن که باشد مصطفی را نور عین

 

مادرش زهرا، پدر او را علی است

کی برابر کس به مهر منجلی است؟

 

طلعتش، چون طلعت «شمس‌الضّحی» است

غرّه‌ی سیمای او، «بدرالدّجی» است

 

دور او بگْرفته دشمن سربه‌سر

سویش از هر سو گروهی حمله‌ور

 

پاره‌پاره جسم پاکش ساختند

هم‌چو سَروش بر زمین انداختند

 

پس بیفکندند رخشنده سرش

سوی لشکرگاه، نزد مادرش

 

مادرش بوسیدی و بنْواختی

پس به سوی لشکرش انداختی

 

ما سر اندر راه داور داده‌ایم

سرخوشیم از آن که ما سر داده‌ایم

 

رو، سر خود گیر، ای خصم دنی!

سوی ما بیهوده این سر افکنی

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×