سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

صدق و یقین

چون حبیب بن مظاهر شد خبر

از غریبیّ شه جنّ و بشر

 

پس ز کوفه کرد عزم نینوا

کرد آهنگ دیار کربلا

 

«مسلم بن عوسجه» در ره‌گذار

روبه‌رو شد با «حبیب» نام‌دار

 

شد حبیب او را همی جویای حال

گفت مسلم با حبیب خوش‌خصال:

 

عزم آن دارم که ای والا‌جناب!

کز حنا سازم محاسن را خضاب

 

 

گفت با مسلم، حبیب خوش‌سیر:

بِه که تا سازی خضاب از خون سر

 

زاده‌ی زهرا، عزیز مصطفی

مانده بی‌کس در زمین کربلا

 

بِه که تا یاریّ آن سرور کنیم

تا محاسن را ز خون، احمر کنیم

 

چون که مسلم از حبیب این‌سان شنید

مژده‌ی وصل از رخ جانان شنید،

 

سر ز پا نشناخت و پا را ز سر

صادقانه گشت آن دم ره‌سپر

 

هر دو گردیدند از راه صفا

ره‌سپر از کوفه‌ سوی کربلا

 

ره بپیمودند آن یاران دین

در منای قرب از صدق و یقین

 

جان‌فدا بر زاده‌ی زهرا شدند

بندگی کردند تا مولا شدند

 

 

این شنیدستم که در کرببلا

گشت وارد چون عزیز مصطفی

 

ناگهان از گَرد ره شد آشکار

دو «وفیّ‌العهد» پیر نام‌دار

 

کز ورود آن دو تن انصار دین

غم برون شد از دل نور مبین

 

داد فرمان بهر استقبالشان

کرد وارد با دو صد اجلالشان

 

گریه کن، «آذر»! به یاران حسین

جان فدای جان‌نثاران حسین!

صدق و یقین

چون حبیب بن مظاهر شد خبر

از غریبیّ شه جنّ و بشر

 

پس ز کوفه کرد عزم نینوا

کرد آهنگ دیار کربلا

 

«مسلم بن عوسجه» در ره‌گذار

روبه‌رو شد با «حبیب» نام‌دار

 

شد حبیب او را همی جویای حال

گفت مسلم با حبیب خوش‌خصال:

 

عزم آن دارم که ای والا‌جناب!

کز حنا سازم محاسن را خضاب

 

 

گفت با مسلم، حبیب خوش‌سیر:

بِه که تا سازی خضاب از خون سر

 

زاده‌ی زهرا، عزیز مصطفی

مانده بی‌کس در زمین کربلا

 

بِه که تا یاریّ آن سرور کنیم

تا محاسن را ز خون، احمر کنیم

 

چون که مسلم از حبیب این‌سان شنید

مژده‌ی وصل از رخ جانان شنید،

 

سر ز پا نشناخت و پا را ز سر

صادقانه گشت آن دم ره‌سپر

 

هر دو گردیدند از راه صفا

ره‌سپر از کوفه‌ سوی کربلا

 

ره بپیمودند آن یاران دین

در منای قرب از صدق و یقین

 

جان‌فدا بر زاده‌ی زهرا شدند

بندگی کردند تا مولا شدند

 

 

این شنیدستم که در کرببلا

گشت وارد چون عزیز مصطفی

 

ناگهان از گَرد ره شد آشکار

دو «وفیّ‌العهد» پیر نام‌دار

 

کز ورود آن دو تن انصار دین

غم برون شد از دل نور مبین

 

داد فرمان بهر استقبالشان

کرد وارد با دو صد اجلالشان

 

گریه کن، «آذر»! به یاران حسین

جان فدای جان‌نثاران حسین!

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×