سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

واقعاً؟!

تا سحر مانده تو خورشید درخشان شده‌ای؟

گل آغوش من سوخته دامان شده‌ای؟

 

مادرم تاب ندارم که ببینم خاری

رفته در پات و کمی غمزده از آن شده‌ای

 

تو که از سلسلۀ حشمت ابراهیمی

گفته بودند که مهمان گلستان شده‌ای!

 

روی سجادۀ خاکستر این گوشۀ داغ

سجده‌ها کرده‌ای و تاولِ باران شده‌ای

 

تن تو کرببلا و سر تو در کوفه

من بمیرم چقدر بی‌سر و سامان شده‌ای

 

وسعت زخم سرت را که شمردم گفتم:

واقعاً کشته یک قوم مسلمان شده‌ای؟

واقعاً؟!

تا سحر مانده تو خورشید درخشان شده‌ای؟

گل آغوش من سوخته دامان شده‌ای؟

 

مادرم تاب ندارم که ببینم خاری

رفته در پات و کمی غمزده از آن شده‌ای

 

تو که از سلسلۀ حشمت ابراهیمی

گفته بودند که مهمان گلستان شده‌ای!

 

روی سجادۀ خاکستر این گوشۀ داغ

سجده‌ها کرده‌ای و تاولِ باران شده‌ای

 

تن تو کرببلا و سر تو در کوفه

من بمیرم چقدر بی‌سر و سامان شده‌ای

 

وسعت زخم سرت را که شمردم گفتم:

واقعاً کشته یک قوم مسلمان شده‌ای؟

۱ نظر

 
  • سیدعلی
    ۱۳۹۶/۰۴/۰۷

    بی نظیربود

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×