سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

عشق نوکری

عشقی است در میان دل ما که کیمیاست

این عشق، این جنون، همۀ آبروی ماست

 

روزی ماست نوکری خوب خانه‌ای

آقای ما کریم و جوانمرد و باوفاست

 

ما در بهشت هم همه دنبال هیئتیم

جنت بدون روضۀ ارباب بی صفاست

 

سر می‌دهیم و منت مردم نمی‌کشیم

هستیم سائلان حسین تا خدا خداست

 

شکر خدا حسین شده زندگی ما

شکر خدا که در دل ما عشق کربلاست

 

جای گلایه نیست که تکفیر می‌شویم

«داریم با حسین حسین پیر می‌شویم »

 

من رعیت و غلام، تو سلطان کربلا

من مور ناتوان، تو سلیمان کربلا

 

دستی که بین عرش نوشته تو را امیر

من را نوشته است پریشان کربلا

 

دست مرا رها نکن و بی کسم نکن

دریاب حال زار مرا جان کربلا

 

موی مرا سفید نموده است حسرت ِ

پابوسی تو نیمۀ شعبان کربلا

 

دارد میان قلب خدا جای دیگری

هرکس که گشته است مسلمان کربلا

 

شکر خدا که مثل بزرگان و عرشیان

هر ماه من شده است محرم حسین جان

 

وصفت به ذهن کوچک من جا نمی‌شود

جز تو کسی برای من آقا نمی‌شود

 

هرکس بهشت، بی تو بخواهد جهنمی است

اصلاً بهشت بی تو که معنا نمی‌شود

 

من می‌خورم قسم که کسی عاشقت حسین

مثل رباب و زینب و سقا نمی‌شود

 

آن قدر این دلم به تو وابسته هست که

امروز من بدون تو فردا نمی‌شود

 

کاری به خوب یا بدی من نداشتی

آقا کریم تر ز تو پیدا نمی‌شود

 

آقا به آبروی علی اصغرت قسم

من را ببخش نوکر خوبی نبوده‌ام

 

داده همیشه لطف تو من را خجالتی

آقای کربلا چه قدر با محبتی

 

ماندم چرا نگاه تو افتاد سوی من؟!

من هیچ هیچ هیچم و تو بی نهایتی

 

ایل و تبار تو همه  آقا و پادشاه

ایل و تبار من همه مجنون و هیئتی

 

شکر خدا برای گدایی خانه‌ات

داریم با تمام رفیقان رقابتی

 

ما را همه به نام شریفت شناختند

داده خدا به ما چه بهایی چه قیمتی

 

ما اوج عشق را درِ این خانه یافتیم

در هیئت حسین خدا را شناختیم

 

دنیای بی تو پر ز غم و رنج آور است

دنیای با تو مثل بهشت است محشر است

 

رحمت به آنکه داد همین نکته یاد ما

هرکس نشد گدای تو از سگ نجس‌تر است

 

ما از همه لذایذ دنیا گذشته‌ایم

گریه به زیر پرچم تو چیز دیگر است

 

گویند نوکران و کنیزان خانه‌ات

عرض ادب برای تو با اشک بهتر است

 

یک روز می‌رسد که به لطف دعای تو

بانی مرگ ما تن پر زخم و بی سر است

 

هر شب برای حنجر تو زار می‌زنم

یاد بریدن سر تو زار می‌زنم

عشق نوکری

عشقی است در میان دل ما که کیمیاست

این عشق، این جنون، همۀ آبروی ماست

 

روزی ماست نوکری خوب خانه‌ای

آقای ما کریم و جوانمرد و باوفاست

 

ما در بهشت هم همه دنبال هیئتیم

جنت بدون روضۀ ارباب بی صفاست

 

سر می‌دهیم و منت مردم نمی‌کشیم

هستیم سائلان حسین تا خدا خداست

 

شکر خدا حسین شده زندگی ما

شکر خدا که در دل ما عشق کربلاست

 

جای گلایه نیست که تکفیر می‌شویم

«داریم با حسین حسین پیر می‌شویم »

 

من رعیت و غلام، تو سلطان کربلا

من مور ناتوان، تو سلیمان کربلا

 

دستی که بین عرش نوشته تو را امیر

من را نوشته است پریشان کربلا

 

دست مرا رها نکن و بی کسم نکن

دریاب حال زار مرا جان کربلا

 

موی مرا سفید نموده است حسرت ِ

پابوسی تو نیمۀ شعبان کربلا

 

دارد میان قلب خدا جای دیگری

هرکس که گشته است مسلمان کربلا

 

شکر خدا که مثل بزرگان و عرشیان

هر ماه من شده است محرم حسین جان

 

وصفت به ذهن کوچک من جا نمی‌شود

جز تو کسی برای من آقا نمی‌شود

 

هرکس بهشت، بی تو بخواهد جهنمی است

اصلاً بهشت بی تو که معنا نمی‌شود

 

من می‌خورم قسم که کسی عاشقت حسین

مثل رباب و زینب و سقا نمی‌شود

 

آن قدر این دلم به تو وابسته هست که

امروز من بدون تو فردا نمی‌شود

 

کاری به خوب یا بدی من نداشتی

آقا کریم تر ز تو پیدا نمی‌شود

 

آقا به آبروی علی اصغرت قسم

من را ببخش نوکر خوبی نبوده‌ام

 

داده همیشه لطف تو من را خجالتی

آقای کربلا چه قدر با محبتی

 

ماندم چرا نگاه تو افتاد سوی من؟!

من هیچ هیچ هیچم و تو بی نهایتی

 

ایل و تبار تو همه  آقا و پادشاه

ایل و تبار من همه مجنون و هیئتی

 

شکر خدا برای گدایی خانه‌ات

داریم با تمام رفیقان رقابتی

 

ما را همه به نام شریفت شناختند

داده خدا به ما چه بهایی چه قیمتی

 

ما اوج عشق را درِ این خانه یافتیم

در هیئت حسین خدا را شناختیم

 

دنیای بی تو پر ز غم و رنج آور است

دنیای با تو مثل بهشت است محشر است

 

رحمت به آنکه داد همین نکته یاد ما

هرکس نشد گدای تو از سگ نجس‌تر است

 

ما از همه لذایذ دنیا گذشته‌ایم

گریه به زیر پرچم تو چیز دیگر است

 

گویند نوکران و کنیزان خانه‌ات

عرض ادب برای تو با اشک بهتر است

 

یک روز می‌رسد که به لطف دعای تو

بانی مرگ ما تن پر زخم و بی سر است

 

هر شب برای حنجر تو زار می‌زنم

یاد بریدن سر تو زار می‌زنم

۱ نظر

 
  • عباس بابایی
    ۱۳۹۳/۰۱/۳۰

    ما شاء الله لا حول و لاقوه الا بالله. بسیار زیبا.

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×