سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

طفل یتیم

هوای دخترکی را برادرش دارد

که خیره‌ خیره نگاهی به مادرش دارد

 

شبیه طفل یتیمی که مادرش مرده

نگاه ملتمسی بر برادرش دارد

 

گرفته بازوی او را به سمت در ندود

دری که نام علی روی سردرش دارد

 

صدای مادرش از درد می‌کشد او را

که دود و آتش و هیزم برابرش دارد

 

دویده فضه ولی دیر شد، به خود می‌گفت

دویده‌ است که از خاک و خون برش دارد

 

چه دیده فضه، چرا روی خاک‌ها افتاد؟

چه دیده فضه، چرا دست بر سرش دارد؟

 

به دست‌های پدر تا که بند، مادر دید

نگاه کرد به حالی که همسرش دارد

 

کشید در پی بابا به کوچه‌‌ها خود را

ولی جراحت سرخی به پیکرش دارد

 

گذشت، نوبت زینب شد و خودش این بار

گرفته دست یتیمی که در برش دارد

 

به قتلگاه عمویش نگاه می‌دوزد

که خنجری خبر از عطر حنجرش دارد

 

کشید دست، از آن دست و دست از جان شست

دوید تا که بدانند باورش دارد

 

و چند لحظه گذشت و میان خون حس کرد

سرش گرفته به دامان و مادرش دارد...

طفل یتیم

هوای دخترکی را برادرش دارد

که خیره‌ خیره نگاهی به مادرش دارد

 

شبیه طفل یتیمی که مادرش مرده

نگاه ملتمسی بر برادرش دارد

 

گرفته بازوی او را به سمت در ندود

دری که نام علی روی سردرش دارد

 

صدای مادرش از درد می‌کشد او را

که دود و آتش و هیزم برابرش دارد

 

دویده فضه ولی دیر شد، به خود می‌گفت

دویده‌ است که از خاک و خون برش دارد

 

چه دیده فضه، چرا روی خاک‌ها افتاد؟

چه دیده فضه، چرا دست بر سرش دارد؟

 

به دست‌های پدر تا که بند، مادر دید

نگاه کرد به حالی که همسرش دارد

 

کشید در پی بابا به کوچه‌‌ها خود را

ولی جراحت سرخی به پیکرش دارد

 

گذشت، نوبت زینب شد و خودش این بار

گرفته دست یتیمی که در برش دارد

 

به قتلگاه عمویش نگاه می‌دوزد

که خنجری خبر از عطر حنجرش دارد

 

کشید دست، از آن دست و دست از جان شست

دوید تا که بدانند باورش دارد

 

و چند لحظه گذشت و میان خون حس کرد

سرش گرفته به دامان و مادرش دارد...

۱ نظر

 
  • کورش
    ۱۳۹۵/۱۱/۲۰

    بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم دردِ سر، بینِ گذر، چند نفر، یک مادر شده هر قافیه‌ام یک غزل دردآور ای که از کوچه‌ی شهر پدرت می‌گذری امنیت نیست از این کوچه سریع‌تر بگذر دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد دوش می‌آمد و رخساره .. نگویم بهتر! من به هر کوچه‌ی خاکی که قدم بگذارم ناخودآگاه به یاد تو می‌افتم، مادر چه شده، قافیه‌ها باز به جوش آمده‌اند دَمِ در، فِضّه خبر، مادر و در، محسن پر! کاظم بهمنی

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×