سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

یا حسین (ع)

ای حضور آسمان در جان خاک

یا حسین‌بن‌علی، روحی فداک

 

ای نماز عشق را تکبیر سرخ

آیت تطهیر را تفسیر سرخ

 

ای جلال آسمان، شور زمین

معنی پوشیده در زیتون و تین

 

ای به‌طور موسوی، روح حکیم

قبلۀ عرفان! صراط المستقیم

 

ای شکوه آفرینش، ای یقین

آبروی مکتب، ای سالار دین!

 

ای امام لاله­‌های نینوا

آفتاب غرق خون در کربلا

 

ای منای حقّ را ذبح عظیم

ای صدای تازه از نای قدیم

 

ای شکوه عشق، فخر کائنات

ای خجل از نام تو شط فرات

 

ای جلال هر چه غیرت، هر چه مرد

قوّت بازوی قرآن در نبرد

 

وارث تیغ دولب، خیبرگشا!

یادگار فاطمه، وقت دعا!

 

ای حضور شور خون در مستی­‌ام

شوکت شیرین باغ هستی­‌ام

 

قوس محرابم، خم ابروی توست

خط «انعمت علیهم» کوی توست

 

آب­ها، وقتی‌که توفان می‌کنند

یاد آن لب‌های عطشان می‌کنند

 

گرچه باغت، برگریز از دشمن است

خواهری داری که روح گلشن است

 

خواهری داری فراتر از شکوه

در مدیح او زبانم الکن است

 

چون به نامش می‌رسم، درمانده‌­ام

گریه­‌ام باران خون و شیون است

 

زینبی داری که چون تیغ علی

خطبه­‌اش حیرت فزای دشمن است

 

زینبی داری، ستون خیمه‌هاست

عالمی در سایه‌­سارش ایمن است

 

***

 

ای نمازت آبروی دین ما

خون تو آوازۀ  آیین ما

 

آفتاب، آیینۀ خوناب توست

آسمان، پیشانی محراب توست

 

باغ‌­ها را بویی از یاست بس است

تشنگان را نام عبّاست بس است

 

می نمی‌­گویم که دست از دست داد

چشم گفت و هرچه هست از دست داد

 

یک تجلّی دید و شد مدهوش او

پُر شد از بوی خدا، آغوش او

 

هُرم آتش بود و زخم تیر و تیغ

آسمان شد سایه­‌بانش ـ بی­دریغ ـ

 

سجدۀ خون، اختیارش را گرفت

این نماز، آخر قرارش را گرفت

 

از وفاداری، به تمکین ادب

رفت و از دریا برون شد تشنه‌لب

 

مُشت آبی تا لبانش پَر گشود

غیرت امّا جلوۀ  دیگر نمود

 

با لب زخم و عطش چون خنده کرد

اشتیاق آب را شرمنده کرد

 

گرچه تیغ و دشنه­‌هایش فرش بود

دست­‌هایش تکیه‌­گاه عرش بود

 

خیمه را هر چند زخم افتاده بود

بر عود قامتش استاده بود

 

تیرباران چون به سویش پر گرفت 

قامت شهبازی‌­اش شهپر گرفت

 

تا نگردد چشم غیرت شرمگین

تیر را گفتا که بر چشمم نشین

 

تا عمود قامتش در خون تپید

بر افق، خورشید خطّ ِ خون کشید

 

کفر، بیعت با لب شمشیر کرد

قطعه‌قطعه عشق را تفسیر کرد

 

***

 

ای حضور آسمان در جان خاک

یا حسین این علی! روحی فداک

 

موج­‌ها هرچه تلاطم می­‌کنند

پیش پایت خویش را گم می­‌کنند

یا حسین (ع)

ای حضور آسمان در جان خاک

یا حسین‌بن‌علی، روحی فداک

 

ای نماز عشق را تکبیر سرخ

آیت تطهیر را تفسیر سرخ

 

ای جلال آسمان، شور زمین

معنی پوشیده در زیتون و تین

 

ای به‌طور موسوی، روح حکیم

قبلۀ عرفان! صراط المستقیم

 

ای شکوه آفرینش، ای یقین

آبروی مکتب، ای سالار دین!

 

ای امام لاله­‌های نینوا

آفتاب غرق خون در کربلا

 

ای منای حقّ را ذبح عظیم

ای صدای تازه از نای قدیم

 

ای شکوه عشق، فخر کائنات

ای خجل از نام تو شط فرات

 

ای جلال هر چه غیرت، هر چه مرد

قوّت بازوی قرآن در نبرد

 

وارث تیغ دولب، خیبرگشا!

یادگار فاطمه، وقت دعا!

 

ای حضور شور خون در مستی­‌ام

شوکت شیرین باغ هستی­‌ام

 

قوس محرابم، خم ابروی توست

خط «انعمت علیهم» کوی توست

 

آب­ها، وقتی‌که توفان می‌کنند

یاد آن لب‌های عطشان می‌کنند

 

گرچه باغت، برگریز از دشمن است

خواهری داری که روح گلشن است

 

خواهری داری فراتر از شکوه

در مدیح او زبانم الکن است

 

چون به نامش می‌رسم، درمانده‌­ام

گریه­‌ام باران خون و شیون است

 

زینبی داری که چون تیغ علی

خطبه­‌اش حیرت فزای دشمن است

 

زینبی داری، ستون خیمه‌هاست

عالمی در سایه‌­سارش ایمن است

 

***

 

ای نمازت آبروی دین ما

خون تو آوازۀ  آیین ما

 

آفتاب، آیینۀ خوناب توست

آسمان، پیشانی محراب توست

 

باغ‌­ها را بویی از یاست بس است

تشنگان را نام عبّاست بس است

 

می نمی‌­گویم که دست از دست داد

چشم گفت و هرچه هست از دست داد

 

یک تجلّی دید و شد مدهوش او

پُر شد از بوی خدا، آغوش او

 

هُرم آتش بود و زخم تیر و تیغ

آسمان شد سایه­‌بانش ـ بی­دریغ ـ

 

سجدۀ خون، اختیارش را گرفت

این نماز، آخر قرارش را گرفت

 

از وفاداری، به تمکین ادب

رفت و از دریا برون شد تشنه‌لب

 

مُشت آبی تا لبانش پَر گشود

غیرت امّا جلوۀ  دیگر نمود

 

با لب زخم و عطش چون خنده کرد

اشتیاق آب را شرمنده کرد

 

گرچه تیغ و دشنه­‌هایش فرش بود

دست­‌هایش تکیه‌­گاه عرش بود

 

خیمه را هر چند زخم افتاده بود

بر عود قامتش استاده بود

 

تیرباران چون به سویش پر گرفت 

قامت شهبازی‌­اش شهپر گرفت

 

تا نگردد چشم غیرت شرمگین

تیر را گفتا که بر چشمم نشین

 

تا عمود قامتش در خون تپید

بر افق، خورشید خطّ ِ خون کشید

 

کفر، بیعت با لب شمشیر کرد

قطعه‌قطعه عشق را تفسیر کرد

 

***

 

ای حضور آسمان در جان خاک

یا حسین این علی! روحی فداک

 

موج­‌ها هرچه تلاطم می­‌کنند

پیش پایت خویش را گم می­‌کنند

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×