سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

با توام آی حضرت باران

داری از قصد می‌زنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشۀ من

قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشۀ من

 


تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی!
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



روز آخر که جنگ راه افتاد
سایۀ تشنگی به ماه افتاد
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشم‌هامان به اشتباه افتاد



مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمان‌ها گرفت بارش تیر



تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه‌های دنیا بود
تو اگر در میانمان بودی
شاید الآن عمویم اینجا بود



رحمت و عشق از تو می‌بارید
قبل‌ترها چه باوفا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

با توام آی حضرت باران

داری از قصد می‌زنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشۀ من

قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشۀ من

 


تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی!
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



روز آخر که جنگ راه افتاد
سایۀ تشنگی به ماه افتاد
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشم‌هامان به اشتباه افتاد



مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمان‌ها گرفت بارش تیر



تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه‌های دنیا بود
تو اگر در میانمان بودی
شاید الآن عمویم اینجا بود



رحمت و عشق از تو می‌بارید
قبل‌ترها چه باوفا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×