سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

به مناسبت ولادت امام حسن (ع)

قبل از حسین، آقا! تو قلبش را ربودی

آیینه‌­ای، عکس خدا در سینه داری

تصویری از آیات در آیینه داری

 

هر آیه از آیینه‌­ات تفسیر رنگی است

در عمق چشمانت چه دریای قشنگی است

 

در دست‌هایت یاکریمان لانه دارند

وقت قنوتت قدسیان پیمانه دارند

 

نوشیدم امشب با مَلَک ساغر به ساغر

هی ریخت ساقی هی زدم تا جام آخر

 

هی از قلم مِی می‌­چکید و می­‌نوشتم:

سرمست آقای جوانان بهشتم

 

امشب تو را می­‌گیرد احمد از خدا اجر

رویت سلامٌ فیه حتی مطلع الفجر

 

با نان و خرما می‌­رسی، من هم یتیمم

اما نه خرما، مست لب­‌های کریمم

 

می­‌زد به پایت بوسه لب­‌های مدینه

ای خوش به حال نیمه­ شب­‌های مدینه

 

گفتم مدینه، یار یاد از اصفهان کرد

آمد دل از من برد و روی از من نهان کرد

 

گفتند یک بار آمدی تا تخت فولاد

بفرست عطری، ای سلیمان! باز با باد

 

میخانۀ خاکی غبارش هم شراب است

اِنعام صحن خاکیت هم بی‌حساب است

 

باور نخواهم کرد اگر تو مجتبایی

وقتی بدانی قاسم است اسمم نیایی

 

قبل از حسین، آقا! تو قلبش را ربودی

فهمید بابا نه، تو سلطان وجودی

 

دستت چنان با عاشقی او را بغل کرد

تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد

 

روح تو را از نور زهرا آفریدند

از اسم تو اسماء حسنا آفریدند

 

نام حسن یعنی تمام حُسن دنیا

حالا من و دست کریم آل طاها

 

به مناسبت ولادت امام حسن (ع)

قبل از حسین، آقا! تو قلبش را ربودی

آیینه‌­ای، عکس خدا در سینه داری

تصویری از آیات در آیینه داری

 

هر آیه از آیینه‌­ات تفسیر رنگی است

در عمق چشمانت چه دریای قشنگی است

 

در دست‌هایت یاکریمان لانه دارند

وقت قنوتت قدسیان پیمانه دارند

 

نوشیدم امشب با مَلَک ساغر به ساغر

هی ریخت ساقی هی زدم تا جام آخر

 

هی از قلم مِی می‌­چکید و می­‌نوشتم:

سرمست آقای جوانان بهشتم

 

امشب تو را می­‌گیرد احمد از خدا اجر

رویت سلامٌ فیه حتی مطلع الفجر

 

با نان و خرما می‌­رسی، من هم یتیمم

اما نه خرما، مست لب­‌های کریمم

 

می­‌زد به پایت بوسه لب­‌های مدینه

ای خوش به حال نیمه­ شب­‌های مدینه

 

گفتم مدینه، یار یاد از اصفهان کرد

آمد دل از من برد و روی از من نهان کرد

 

گفتند یک بار آمدی تا تخت فولاد

بفرست عطری، ای سلیمان! باز با باد

 

میخانۀ خاکی غبارش هم شراب است

اِنعام صحن خاکیت هم بی‌حساب است

 

باور نخواهم کرد اگر تو مجتبایی

وقتی بدانی قاسم است اسمم نیایی

 

قبل از حسین، آقا! تو قلبش را ربودی

فهمید بابا نه، تو سلطان وجودی

 

دستت چنان با عاشقی او را بغل کرد

تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد

 

روح تو را از نور زهرا آفریدند

از اسم تو اسماء حسنا آفریدند

 

نام حسن یعنی تمام حُسن دنیا

حالا من و دست کریم آل طاها

 

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×