سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

مشخصات شعر

میلاد عشق تا قصّۀ سرخ لبّیک

 

خدا شراب تو را در دهان گل‌ها ریخت، شمیم عشق تو در باغ کهکشان پیچید

فرشتگان همه سرمست کوثرت بودند، که ماه روی گلت را به این جهان بخشید

 

به یمن مقدم سبزت جهان منوّر شد، حریر ظلمت شب‌ها ستاره پرور شد

زمین به هرم نفس‌هایتان معطّر شد، ترانه‌های سحر از لبت تبسّم چید

 

میان غربت پس‌کوچه‌های سرد خزان، شنید صبح غزل نغمه‌های جاویدان

کشید غنچۀ سرخی به دامنت باران و خاک‌های زمین طرحی از چمن پوشید

 

دوشنبه‌های زمان یک‌به‌یک بلند شدند، به دست‌های علی رشته‌رشته بند شدند

رسید مژده سحرگاه لیله‌القدری، رسیده است به اینجا قبیلۀ خورشید

 

شکوه کعبه تو را در طواف خود پیچید، به سوز العطشت قلب آسمان لرزید

شراب سرخ شهادت به نیزه‌ها جوشید، و یاس خم شد و گل‌های سرخ را بوسید

 

گلوی مرثیه‌ها خطبه‌خوان مولا شد، و سوگوارۀ شب گریه‌های زهرا شد

فرشتگان همه امّ یجیب می‌خواندند، طنین زمزمه در سوگ آسمان بارید

 

ستاره‌های غم از چشم‌های تاسوعا، چکید بر تن سجّاده‌های عاشورا

تپید داغ تو در قلب ماه‌بانوها، امید می‌شود از ظهر کربلا تبعید

 

غروب آینه‌ها یک‌به‌یک مجسّم شد، و کوچه‌های مدینه قرین ماتم شد

شروع شام غریبان شب محرّم شد، و بغض از دل آتشفشان غم جوشید

 

شبیه هالۀ نوری شکوه خورشیدی، چه سرخ در دل دامان شب درخشیدی

شهاب روح بلندت به آسمان پیوست، هزار بار زمین دور آسمان چرخید

میلاد عشق تا قصّۀ سرخ لبّیک

 

خدا شراب تو را در دهان گل‌ها ریخت، شمیم عشق تو در باغ کهکشان پیچید

فرشتگان همه سرمست کوثرت بودند، که ماه روی گلت را به این جهان بخشید

 

به یمن مقدم سبزت جهان منوّر شد، حریر ظلمت شب‌ها ستاره پرور شد

زمین به هرم نفس‌هایتان معطّر شد، ترانه‌های سحر از لبت تبسّم چید

 

میان غربت پس‌کوچه‌های سرد خزان، شنید صبح غزل نغمه‌های جاویدان

کشید غنچۀ سرخی به دامنت باران و خاک‌های زمین طرحی از چمن پوشید

 

دوشنبه‌های زمان یک‌به‌یک بلند شدند، به دست‌های علی رشته‌رشته بند شدند

رسید مژده سحرگاه لیله‌القدری، رسیده است به اینجا قبیلۀ خورشید

 

شکوه کعبه تو را در طواف خود پیچید، به سوز العطشت قلب آسمان لرزید

شراب سرخ شهادت به نیزه‌ها جوشید، و یاس خم شد و گل‌های سرخ را بوسید

 

گلوی مرثیه‌ها خطبه‌خوان مولا شد، و سوگوارۀ شب گریه‌های زهرا شد

فرشتگان همه امّ یجیب می‌خواندند، طنین زمزمه در سوگ آسمان بارید

 

ستاره‌های غم از چشم‌های تاسوعا، چکید بر تن سجّاده‌های عاشورا

تپید داغ تو در قلب ماه‌بانوها، امید می‌شود از ظهر کربلا تبعید

 

غروب آینه‌ها یک‌به‌یک مجسّم شد، و کوچه‌های مدینه قرین ماتم شد

شروع شام غریبان شب محرّم شد، و بغض از دل آتشفشان غم جوشید

 

شبیه هالۀ نوری شکوه خورشیدی، چه سرخ در دل دامان شب درخشیدی

شهاب روح بلندت به آسمان پیوست، هزار بار زمین دور آسمان چرخید

اولین نظر را ارسال کنید

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×