سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

بند دوم: تصنیف صامت

در رشحۀ تبی که به سیمای «اصغر» است

عزم «جهاد اکبر» مولا مصوّر است

 

احرام بست و «حلّ» و «حرم» سر به پای او

یعنی که جان کعبه همین سرو بی سر است

حاجی عاشق

حج نیمه تمام را بگذارد، در مسیری جدید راه افتاد

همه گفتند حاجی احرامش، را رها کرد و در گناه افتاد

 

حاجی اما نه آنکه عاشق بود، روی معشوق را به یاد آورد

کعبه یک لحظه رفت از ذهنش، تا نگاهش به آن نگاه افتاد

 

مگر به معجزه، زمزم نخشکد از گریه

دگر چه باغ و درختی؟ بهار اگر برود

چه بهره از دل دیوانه؟ یار اگر برود

 

حجاز، بر قدِ سروِ که تکیه خواهد کرد؟

به سوی دشت طف آن کوهسار اگر برود

حرکت امام (ع) از مکه معظمه

شه بطحا چو شد از مکه بیرون

روان شد سیل اشک از چشم گردون

 

چو صاحب خانه شد بیرون ز خانه

بسی کردی شکایت از زمانه

حجّ ناتمام

از کعبه رو به کرببلا می‌کند حسین

 وآنجا دوباره کعبه بنا می‌کند حسین

 

گر ساخته است خانه‌اى از سنگ و گل، خلیل

 آن جا بنا ز خون خدا می‌کند حسین

 

 

کاروان کربلا

از حریم کعبه، آهنگ سفر داریم ما

 مقصدى بالاتر از این در نظر داریم ما

 

می‌رویم از کعبه، سوى کربلاى پُربلا

 کاین چنین حکم از خداى دادگر داریم ما

 

 

حجّ برتر

اى مُحرمان مَحرم! بار سفر ببدید

 احرام حجّ خونین بار دگر ببندید

 

من خود خلیل عشق و چاووش کربلایم

 چاووش کربلا را بار سفر ببندید

 

وصل جانان

هشتم ذی‌الحجّه، آن بحر کرم

کرد با یاران خود، ترک حرم

 

کرد آهنگ منای کربلا

بُرد قربان تا کند آن‌جا فدا

 

خلوص نیّت

گوش کن، این داستان غم‌فزا

از حسین و کعبه و دشت بلا

 

دوش کردم از خردمندی سؤال

نکته‌ای را تا بگوید شرح حال

 

 

امام و کعبه

 

مرحبا! طوباً لک! ای بیت عتیق!

«جائکَ المحبوب، من فجٍّ عمیق»

 

مرحبا بر طالع میمون تو!‍

حبّذا زین قدر روزافزون تو!

دیدار فرزدق

خود فرزدق گفت: در قُرب حرم

من به حج می‌رفتمی با مادرم

 

ناگهان دیدم حسین و اهل او

آمده از مکّه بیرون کوبه‌کو

 

مهیّای عراق

شد برون از مکّه، روز ترویه

با عیال و اهل بیت زاکیه

 

گفت راوی: دیدم آن سلطان راد

در حرم در نزد کعبه ایستاد

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×