سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

خورشید روی نیزه

باز کن چشم از خون ترت را  

با نگاهی بخوان، خواهرت را

با نگاه نوازشگر خود  

باز دریاب، دور و برات را

 

پس بدهید

وقتش شده فردای مرا پس بدهید شیرینی رویای مرا پس بدهید

انگشتر و گوشواره‌ام مال شما انگشتر بابای مرا پس بدهید

 

بال زخمی

بعد از پدرم رو به حرم آوردند

صد زخم روى بال و پرم آوردند

 

ای کاش که می شد به پدر می‌گفتم

با رفتن او چه بر سرم آوردند

 

چشمان کور

ماندم که چرا سینۀ غم چاک نشد یا کور دو چشم قوم ناپاک نشد

فرزند ابوتراب بر روی زمین بی غسل و کفن ماند و سه شب، خاک نشد

 

تاراج

شاهی که دلش اسیر یک تاج نبود جای قدمش مگر که معراج نبود؟

جز پیرهن کهنه به تن داشت مگر؟ والله، که مستحق تاراج نبود

روضۀ گودال

هرگز ندیده‌ام ز شما سرفرازتر عالم ندیده از غمتان جانگدازتر

هر طور خواستم که نگویم چه شد ولی کو روضه‌ای ز روضۀ گودال بازتر

 

پیراهن کهنه

از حد بگذشت تا جراحات تنش افتاد میان قتلگاهی بدنش

پیراهن کهنه‌اى به تن داشت حسین ای کاش که می‌ماند به جاى کفنش

 

یاد روضه

یک بار اگر روی زمین افتادم صد بار به یاد روضه‌ات جان دادم

یک بار تنور خولی و بار دگر یاد سر و تشت و خیزران افتادم

 

پناه کاروان

کمر بر استقامت بسته زینب

که یک دم هم ز پا ننشسته زینب

 

اگر زینب پناه کاروان بود

تو هم بودی عصای دست زینب

حرکت امام (ع) از مدینه

طبعم امشب میل کوی یار کرد

دیده را از خواب خوش بیدار کرد

 

روح اندر تن به پرواز آمده

طبع من با روح دمساز آمده

حرکت امام (ع) از مکه معظمه

شه بطحا چو شد از مکه بیرون

روان شد سیل اشک از چشم گردون

 

چو صاحب خانه شد بیرون ز خانه

بسی کردی شکایت از زمانه

دشت لاله

دوباره پرپر یک دشت لاله به روی نی سر یک دشت لاله

من و باران، من و مشتی دوبیتی من و چشم تر یک دشت ل ا ل ه

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×