سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

گل محمدی

غم تو سوخته تا مغز استخوانم را بریده درد فراق، اینچنین امانم را

 

دلم میانۀ میدان و بسته دست و زبان چگونه رام دل خود کنم زبانم را

دو تا گلدسته

روزی اشک و روضۀ هر سال با زینب وقت پریدن قوت هر بال با زینب

پیراهن مشکی ما هر سال با مادر در روضه‌ها بر روی شانه شال با زینب

چلچراغ

خواهر، برادر جای خود، زینب دلی دارد

چشم از تماشای امامش برنمی‌دارد

 

تا دید دارد لشگرش کم می‌شود، کم کم

طفلان خود را زد صدا با گریۀ نم نم

 

ستارگان من

غم جدایی تو کرده قصد جان مرا

غمی‌که سوخته تا مغز استخوان مرا

 

از آن زمان که به دنیا قدم گذاشته‌ام

عجین به داغ نوشتند داستان مرا

کربلای این دو نفر

کفن کنید به قدّ رسای این دو نفر

کنید رحم به حال و هوای این دو نفر

 

شهادت علی اکبر عذابشان داده

که نیست بعد علی خیمه جای این دو نفر

احلی من الحسین

با مهر اعتبار امام شهیدها

شش دانگ عشق خورده به نام شهیدها

 

وقتی شهید، نام خداوند عالم است

یعنی خدایی‌اند تمام شهیدها

 

دو هدیۀ ناقابل

عالم علی و نورِ جهانتاب زینب است

مثلِ علی و مثلِ نبی، ناب زینب است

از جلوه‌های فاطمه سیراب زینب است

تشنه حسین، تشنه حسن، آب زینب است

پسرانم به فدای سر تو، غم نخوری

می‌رود سمت برادر، به تنش تب دارد

دو پسر دارد و یک زمزمه بر لب دارد

 

به فدای سر تو! هرچه که دارم این است

چه کنم؟ هست همین هرچه که زینب دارد

غم به دل راه نده

غم به دل راه نده من به غمت حساسم

دو پسر آوردم

پایش افتد خود من چند نفر عباسم

دو پسر آوردم

 

روایت خورشید در چهار پرده (پردۀ چهارم)

 

دیگر به سینه تاب نماند و، به دل قرار  

افتاده جسم اطهرتان توی کارزار

ای چشم‌های پاک شما، گرمی دلم ‌

ای دست‌های سبز شما، معنی بهار

 

روایت خورشید در چهار پرده (پردۀ سوم)

از دشت سمت خیمه می‌آید کسی مگر؟  

گویا دلش شکسته ز سنگینی خبر

داغی بزرگ، بر دل پاکش نشسته است  

داغی به وسعت غم آدم، نه! بیشتر

سهم زینب

 

دریای من! به ساحل چشمم کران بده  

بر خاک تشنه کام عطش خیز، جان بده

یک عمر از نگاه تو نیرو گرفته‌ام ‌

این بار هم تو خواهر خود را توان بده

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×