سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

یا أباالمهدی ادرکنی

 

به روی بال ملائک سوار می‌آید

برای آمدنِ آن سوار، می‌آید

 

بگو به لب که برای گرفتن حاجت

چقدر یا حسن امشب به کار می‌آید

زنجیرۀ محبت

آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند

خاک شما شدند و هوادارتان شدند

 

زیباترین اهالی دنیای عشق هم

یوسف شدند و گرمی بازارتان شدند

عطر سیب

او اهل گریه بود و دو چشم نجیب داشت

با نام مجتبایی‌اش انسی عجیب داشت

 

او هم کریم بود و به هنگام بخششش

خورشید و ماه، یا که ستاره به جیب داشت

نور فاطمی

آسمان در طلوع یک خورشید

می‌کند روزهای خود تمدید

 

این چه نوری است در افق پیدا

این چه نوری است؟ نورعشق و امید

جمـال بـی نهایت

ای متجلـی از رخت، جلـوۀ حسن داوری

غیـر نبـی بـه انبیـا داده خـدات برتـری

 

هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری

خلقت و طینتت همه، فاطمی است و حیدری

پیکر جد غریبت سر نداشت

ای سراپا حسن حیّ ذوالمن

سوّمین ابن الرّضا، دوّم حسن

 

ای هزاران آفتاب مشتری

یا اباالمهدی، امام عسکری

اشاره

امشب دو دیده‌ام ز غمت پُر ستاره است

آن را که نیست چاره به‌جز این، چه چاره است؟

 

در سامرا اگر چه نشد زائرت شوم

دل را به یاد مقتلت از جان کناره است

عمر تو کوتاه چو یک برگ گل

ای به فلک کرده ملک پروری

زهره و شمس و قمرت مشتری

 

یازدهم اختر برج هدی

یوسف زهرا حسن العسکری

ظهر عطش

مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز

جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز

 

نفست تنگ شده کنج قفس افتادی

باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز

نجف و کربلا دلم لرزید

قصد، قصد زیارت است اما، مانده اول دلم کجا برود

حال و روز مرا هر آنکس دید، گفت باید به کربلا برود

 

نجف و کربلا دلم لرزید، مشهد و کاظمین، خوب آمد

یازده بار استخاره زده، تا بفهمد به سامرا برود

چقدر روضه‌ها شبیه هم است

 

آنکه بر محضر شما نرسد

مطمئنا که تا خدا نرسد

 

بهتر است اینکه زیر خاک رود

آن سری که به سامرا نرسد

گریه کن...

در بسترش نشسته فقط آه می‌کشد

با چشم خیس نالۀ جانکاه می‌کشد

 

در بسترش نشسته سرش درد می‌کند

می‌سوزد از درون جگرش درد می‌کند

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×