سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

به امداد آمدن عرشیان و فرشیان جهت آن بزرگوار

 

ای خوش آن مستی که مست دلبر است

از وصال دوست عشقش بر سر است

 

ای خوش آن مردی که در میدان عشق

جان دهد اندر ره جانان عشق

 

رفتن سیدالشهدا به جانب میدان

 

باز ساقی الستم کرده مست

آنچنان مستی که دل دادم ز دست

 

پر نمود از بادۀ غم جان من

ریخت درد درد اندر کام من

 

تسلی دادن آن جناب خواهر محزونه را

دید شاه دین که زینب شد ز دست

رشتۀ صبرش ز یکدیگر گسست

 

بر سر زانو سر خواهر نهاد

بردباری را به خواهر یاد داد

 

مکالمۀ حضرت سیدالشهداء (ع) با زینب کبری

 

گفت با خواهر شه دنیا و دین

ثانی زهرا مکن افغان چنین

 

خواهرا کم کن تو این آه و فغان

هیچ کس باقی نماند در جهان

 

عازم شدن حضرت ابی عبدالله (ع) به میدان جدال

 

بهر جانبازی شه دنیا و دین

کرد با خواهر وداع آخرین

 

پای همت در رکاب آورد شاه

رو سوی میدان دلش در خیمه گاه

 

قلب شش گوشه

چه می‌شد عشق، ما را توشه باشد؟

نصیبم برگی از آن خوشه باشد

 

خداوند حرم های مبارک

چه می‌شد قلب من شش گوشه باشد؟

 

سالار زینب

بکش دستی به قلب زار زینب

مدد کن بر دل خونبار زینب

 

به امدادم بیا سالار قلبم 

که افتاده گره در کار زینب

نور چشمان

اگر چه نور چشمان ترش رفت

به دریا زد یل آب آورش، رفت

 

دلش خوش بود تا آن لحظه‌ای که

سوی مقتل، غریب مادرش رفت

 

قرآن هزار پاره

بر زخم هزار لایه‌ات گریه کند

بر نیزه و طرح سایه‌ات گریه کند

 

قرآن هزار پارۀ عاشورا

زینب به کدام آیه‌ات گریه کند

شب مضطرب

 

از دشت غــروب، های و هو می‌آید

شـب، مضطرب و پریش مو می‌آید

 

از مجلس ختم جان گداز خورشید

مهتاب، پریده رنگ و رو می‌آید

 

تکیه

 

کنار سینه زن‌ها قرص ماه است

بساط چای و نذری روبراه است

 

ولیکن یادمان باشد همیشه

درون تکیه‌ها غیبت گناه است

 

عطر سبز سورۀ کوثر

پای حرفش، مرد باید تا دم آخر بماند

دست یاری داد اگر، باید که یاریگر بماند

 

شعر خوب آغاز شد، حیف است بگذارم که بی عشق

بی نشان «انما» در دفترم ابتر بماند

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×