سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

پیکر جد غریبت سر نداشت

ای سراپا حسن حیّ ذوالمن

سوّمین ابن الرّضا، دوّم حسن

 

ای هزاران آفتاب مشتری

یا اباالمهدی، امام عسکری

گریه کن...

در بسترش نشسته فقط آه می‌کشد

با چشم خیس نالۀ جانکاه می‌کشد

 

در بسترش نشسته سرش درد می‌کند

می‌سوزد از درون جگرش درد می‌کند

به رقیه قسم!

سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوز

چشم «نرگس» به جمالت، نگران است هنوز

 

دل شهزادۀ روم، آینه‌ی دلبری‌ات

تاک‌ها مست تو و این لقب عسکری‌ات

مرقدش کربلای ایران شد

آمده عشق را کند اثبات

مردی از خانوادۀ سادات

 

حسنی زاده‌ای جلیل القدر

ساقیِ باده‌ای جلیل القدر

رفتن حبیب بن مظاهر به میدان

شبی از خواب خوش گردیده بیمار

نمودم پیروی از طبع سرشار

 

فتادم من به فکر عشق بازی

که دارد در دو عالم سرفرازی

 

دو طفلان مسلم

ز جور چرخ گردون می‌زدم داد

دو طفل مسلمم افتاد بر یاد

 

ز بعد کشتن آن شاه خوبان

بدند این هر دو ما بین اسیران

سلام فرستادن به اصحاب کبار حضرت اباعبدالله (ع)

باز می‌خواهم نوایی سر کنم

عاشقان را جمله مستحضر کنم

 

عاشقان رهرو بازار عشق

جان نثاران ره دلدار عشق

به میدان رفتن غلام حضرت سید الشهداء (ع)

 

ز زلف عنبرین یار مهوش

شده این خاطر زارم مشوش

 

ز خال هندویش روزم سیاه است

مگو هندو که خال روی ماه است

به میدان رفتن حر و شهادتش

چون گرفتی اذن حر از شاه دین

اسب همت تاخت در میدان کین

 

گفت با آن قوم بی دین جهول

این حسین باشد ز اولاد رسول

شرفیاب شدن حربن یزید حضور شاه شهید

روز عاشورا سپاه اهل کین

بسته صف از بهر قتل شاه کین

 

حر نظر بنمود بر افعال خویش

جنت و دوزخ مجسم شد به پیش

صبح عاشورا

 

صبح عاشورا دهید از شام غم

شد سیه روز دو عالم از الم

 

لشکر اعدا همه صف پشت صف

چشم گریان کودکان از یک طرف

وصیت حضرت سیدالشهداء (ع) به زینب کبری (س)

شام عاشورا شه دنیا و دین

بود اندر خیمه زار و دل غمین

 

گاه بودی در قیام و در رکوع

گاه با اصحاب اصل و گه فروع

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×