سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

ماه پر بازتاب

گرفته‌اند ز روی تو انشعاب زیاد

که ماه بودن تو داشت بازتاب زیاد

 

اگر به سن اباالفضل می‌رسیدی تو

یقین به سینه نمی‌‌زد دگر رباب زیاد

 

هوای انار

دلم گرفته، هوای بهار کرده دلم

هوای گریۀ بی اختیار کرده دلم

 

رها کن از لب بام آن دو بافه گیسو را

هوای یک شب دنباله‌دار کرده دلم

 

نهایت توحید

تو آمدی زمین و زمان بیقرار شد

توحید در نهایت خود آشکار شد

 

با روی کار آمدن رویت، آفتاب؛

از کار سروری جهان برکنار شد

 

حسین جان دلیل حیاتم تویی

هر آن کس به تو مبتلا می‌شود

 ز دنیا و عقبا جدا می‌شود

 

 و سنگی که باشد بدون بها

به لطف نگاهت طلا می‌شود

 

چهارمین حیدر

به دنیا آمدى تا مطلبى دیگر بیاموزم

من از رفتار تو الله را اکبر بیاموزم

 

کلاس درس شد سجاده ات، من روز میلادت

نشستم تا جهان را پاى این منبر بیاموزم

 

ذکر یا مولا علی در کربلا سر داده‌ایم

هرکسی دارد نگاه یک ‌نفر را پشت سر

زودتر باید بیندازد سفر را پشت سر

 

جنگجویان جهان شمشیر دارند و شما

صلح جویی چون که می‌بندی سِپر را پشت سر

 

گریۀ محرم

مثل فعل بازدم هستم که از دم کمترم

آدمم، اما به وقت درک از آدم کمترم

 

هیچ تأثیری ندارم در جهان کوچکم

آه از شادی که جای خود، من از غم کمترم

 

دلیل کربلا

وَاسْمَعْ دعایی، با تو در دل حرف‌ها مانده

وَاسْمَعْ ندایی که صدایم بی صدا مانده

 

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست

در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

 

حسین است سرِّ رهایی ما

شده غصۀ نان و دنیای ما

حجاب میان حبیب و مُحِبّ

توکل نکردیم بر او که گفت:

«وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب»

 

لذت مستانه

در خشکسالی‌ام به گلستان رسیده‌ام

قحطی زده به رحمت باران رسیده‌ام

 

عمری است غرق لذت مستانه بوده‌ام

امشب ببین که زار و پشیمان رسیده‌ام

 

دلم را زیر و رو کن با نگاهی

مرا از بند این دنیا رها کن

رها از این همه چون و چرا کن

 

دلم را زیر و رو کن با نگاهی

دلم را با نگاهی کربلا کن

 

نگهدارِِ تهران

بنوشان به ما از می ‌ناب خود

که ماه جهانی و ‌مهتاب خود

 

نگهدارِ تهران دماوند نیست

تویی و‌ دعای به محراب خود

 

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×