سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

ترکیب‌بند عاشورایی

 

به نینوا چو سفر کرد، پادشاه حجاز

زمانه گشت چو نی با نوای غم، دم‌ساز

 

چو عشق خوان بلاچید، زد صدای نخست

حسین آمد و بنْشست و دست کرد دراز

ترکیب‌بند عاشورایی

قیامت آمد و نامش، مه محرّم شد

چگونه خون نکنم گریه کاوّل غم شد؟

 

فلک از آهن بیداد، ساخت شمشیری

که قاطع شرف دودمان آدم شد

 

ترکیب‌بند عاشورایی

 

خسرو لب‌تشنگان را گر سر نی، سر نبود

بر سپهر عشق‌بازی، خسرو خاور نبود

 

گر مکافات گلوی خشک و مژگان ترش

دهر بگرفتی، نشان، دیگر ز خشک و تر نبود

ترکیب‌بند عاشورایی

 

چون شد آتش مشتعل از خیمه‌گاه اهل بیت

آسمان شد خیمه‌ای از دود آه اهل بیت

 

تا که از داس شهادت شد درو، کِشت حسین

مانْد بر دیوار غم، روی چو کاه اهل بیت

ترکیب‌بند عاشورایی

 

بلبلی با سوز دل بر شاخسار کربلا

گوید آید از محرّم، نوبهار کربلا

 

آن‌که صیدی بود از دام جلالش، نُه فلک

با کمند عشق‌بازی شد شکار کربلا

ترکیب‌بند عاشورایی

بس که از قتل برادر، زینب محزون گریست

قتلگه چشمی شد و بر حال زینب، خون گریست

 

کربلا آهی کشید از دل که نامش شد سحاب

آن سحاب از ماتم لب‌تشنگان، جیحون گریست

 

 

ترکیب‌بند عاشورایی

 

مست صهبای ازل، چون کربلا شد مسکنش

جان به وجد آمد ز شوق وصل ساقی در تنش

 

چون وجودش از می توحید، مالامال بود

شد خدا از شش جهت پیدا به چشم روشنش

 

ترکیب‌بند عاشورایی

چون روان از کعبه سوی کوفه شد سلطان ناس

کعبه در بر کرد از اندوه او، نیلی‌لباس

 

متّفق گشتند از بهر هلاکش با یزید

آسمان کج‌نهاد و روزگار دون‌اساس

 

تعزیت حضرت سیّد الشّهدا (ع)

 

ماه محرّم آمد و دل، نوحه برگرفت

گردون پیر، شیوه‌ی ماتم ز سر گرفت

 

ای عیش! همّتی که دگر لشکر ملال

از نیم‌حمله، کشور دل، سر‌به‌سر گرفت

 

مثنـوی در ذکرِ وقایعِ جان‌گدازِ عاشورا (عشـق و عقـل)

عشق گفت: ای عاشق کوی وفا!

عقل گفت: ای ره‌روِ کرببلا!

 

عشق گفت: این عرصه، بزمِ ابتلاست

عقل گفتا: نذرِ مهمانش، بلاست

 

 

سیاه پوش

فلک! خراب شوی، بین چه ظلم‌ها کردی!

به اهل بیت رسول خدا چه‌ها کردی

 

هزار نامه ز کوفه به شاه دین بردی

به حیله از حرم جدّشان جدا کردی

 

مدح و مصیبت حضرت سیدالشّهدا (ع)

مرغ دل بهر چمن باز به فریاد آمد

شد محرّم، دگرم کرببلا یاد آمد

 

گشت هنگام عزای شه گل‌گون کفنان

از غم تشنه‌لبان، سینه به فریاد آمد

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×