سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

تا که آهو می‌رود، پشتش کبوتر می‌رسد

از کریمان سنگ می‌خواهیم ما، زر می‌رسد

در حرم از آنچه می‌خواهیم، بهتر می‌رسد

 

لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است

وقت احسان، پشت آن احسان دیگر می‌رسد

 

عتباتی دیگر

دارد دل ما راه نجاتی دیگر

در مشهد و در قم، عتباتی دیگر

 

بر بانوی با کرامت قم صلوات

بر شاه خراسان صلواتی دیگر

 

امام پری‌ها

حیا به دست تو آموخت دلبری‌ها را

و آمدی که امامت کنی پری‌ها را

 

بیا ببین زنی از نسل کربلا، زینب

چنان تو کرده ادا حقّ خواهری‌ها را

 

خطیب خطبۀ غربت، رضای خفته به قم

بگیر دست دل پای منبری‌ها را

 

زهراترین زینب!

ای دختر خورشید ای خواهر دریا

زهراترین زینب! زینب‌ترین زهرا!

 

ماه مقیم قم! خورشید بیت النور!

در سایه‌سار توست سرتاسر دنیا

مدح حضرت معصومه (س)

یاد بهشت جرم کمی نیست پیش تو

عمری غبار حضرت معصومه‌ایم ما

تا در جوار حضرت معصومه‌ایم ما

هرچند بار حضرت معصومه‌ایم ما

در سایه سار حضرت معصومه‌ایم ما

 

اهل دیار حضرت معصومه ایم ما

 

مدح حضرت معصومه (س)

از راه توست زائر کرب و بلا شدن

از خاک پای زائر تو کیمیا شدن مس بودن به لطف نگاهت طلا شدن

 

کار دلی که هست دخیل تو عاقبت  باشد که مثل آن گره کور وا شدن

طرح کتاب زینبی را شرح کردی

دلگیر، دلخسته، پریشان، راه رفتم

نوری نمی‌دیدم به سمت ماه رفتم

 

همدرد تنهایی ما بی او که می‌شد؟

قم بی حضورش شهرکی متروکه می‌شد

 

برآب عصا را گرنمی‌زد دخت موسی

یکباره سیل بی امان می‌برد ما را

مدح حضرت معصومه (س)

زینب حضرت رضایی تو!

آمدی و بهشت را با خود

به دل این کویر آوردی

کوثرانه قدم زدی در شهر

خیرهای کثیر آوردی

 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود

با یک سلام، صبح من آغاز می‌شود

 

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه، لحظۀ پرواز می‌شود

 

قفل دلم شکسته کنار در حرم

از مرقدت دری به جنان باز می‌شود

بانوی من جواز زیارت به دست توست

وقتی دلم کنار ضریح تو جا گرفت نوری ز فیض کوثر بی انتها گرفت یادم نمی‌رود که ز الطاف مرقدت هر بار قلب مردۀ من هم شفا گرفت شد پای بوس خاک در آستانه‌ات تا از کرامت حرم تو صفا گرفت  

شعر حمیدرضا برقعی به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س)

همسایه

همسایه، سایه‌ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

 

وقتی انیس لحظۀ تنهایی‌ام تویی

تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام تویی

کلید بهشت

دوباره آمده‌ام تا به من بها بدهی

مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

 

گره به کار من افتاده، ای کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

 

من از زیارت قبلی خراب‌تر شده‌ام

خدا کند به منِ بی پناه جا بدهی

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×