سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

ری کربلا است یا تو حسینی؟

               

رود از جناب دریا، فرمان گرفته است

یعنی دوباره راه بیابان گرفته است

 

تا حرف آب را برساند به گوش خاک

در عین وصل، رخصت هجران گرفته است

 

هم تا بهار را به جهان منتشر کنند

دریا ز باد و باران، پیمان گرفته است

همسایۀ کربلا

              

خوش بو شده گیسوی نسیم از کرمت آویخته دست هر کریم از کرمت

 

آن روز که آبرو به ری بخشیدی همسایۀ کربلا شدیم از کرمت

مدح تو را امام زمان تو گفته است

            

ای دامن مدینه ری، کربلای تو

ای اهل فیض تشنۀ جام ولای تو

 

ریحانه ی امام حسن، سیدالکریم

ای اوفتاده جود و کرامت به پای تو

 

عاشق حسین

          

از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت

با دوستان فاطمه، لطف عمیم داشت

 

خواندند اهل معرفت او را نگین ری

با آن که نام و شهرت عبدالعظیم داشت

مقام تو ز مقامات کربلاست

          

با گنبدت قشنگ شده آسمان ما کهف حصین توست همیشه امان ما مهمان شهرما شدی و میزبان ما یاسید الکریم فدای تو جان ما

دارالسلام سوختن ما شدی بس است اصلا همینکه هموطن ما شدی بس است  

بوی بهشت کرببلا دارد این حریم

  

از فیض این حرم چقدر با صفاست ری سر منشأ تلألؤ نور خداست ری فرموده‌اند شعبه‌ای از کربلاست ری اصلا بگو نگین سلیمان ماست ری

مبهوت این سخاوت و لطف و کریمی‌ام با این وجود حضرت عبدالعظیمی‌ام

 

بگذار رو به آیۀ «لاتقنطو» کنم

خواهم به چشمه سار دو چشمم وضو کنم

دل را به یاد تو، ز گنه  شستشو کنم

 

بار دگر به درگه لطف تو آمدم

تا با سرشک و ماتم دیرینه خو کنم

 

من کیستم که با تو کنم گفتگو، مگر

رخصت دهی که با تو دمی گفتگو کنم

پر می‌کشیم از حرمت محضر حسین

این جاست خاک ری وَ ملقب به کربلاست

خیلی گران تمام شده و مُلک خون بهاست

هر گوشه زین دیار اگر هیئتی به پاست

پشت قباله و سندش یک سر جداست

 

زان روز که معامله شد سرزمین ما

ری نیست نام آن و شده وادی البکا

داریم یقین روزیِ او کرب و بلا شد

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم

تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم

 

ماه تو گذشت عاشقی آغاز نکردم

من پُست غلامیِ تو احراز نکردم

 

ساقی بده جامی که تو را درک نکردم

شاید که دگر میکده را درک نکردم

 

باید اینجا حرم درست کنند

باید اینجا حرم درست کنند

چار تا مثل هم درست کنند

 

با امام حسن سزاوار است

چند باب‌الکرم درست کنند

 

بقیع گشت سرانجام کربلای شما

نسیم سمت دمشق و عراق افتاده

به دست او خبری داغِ داغ افتاده

 

که جعفر بن محمد به فکر ترویجِ

اصول شیعه برای وفاق افتاده

 

چنان به بحث نشسته که بین مکتب‌ها

به غیر شیعه تماماً فراق افتاده

 

به مناسبت شهادت امام صادق (ع)

ماندم که در خانه‌ات آن روز چرا سوخت

در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را لطف تو گرفت از من بیچاره امان را  شد دشمن تو معترف انگار خداوند در گوش تو گفته همه اسرار جهان را

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×