سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

شکوه

بنگر به شکوه سوی او تاختنش

در قلۀعشق، پرچم افراختنش

فتح است در این معرکه سر دادن او

برد است در این میانه جان باختنش

رفتن حبیب بن مظاهر به میدان

شبی از خواب خوش گردیده بیمار

نمودم پیروی از طبع سرشار

 

فتادم من به فکر عشق بازی

که دارد در دو عالم سرفرازی

 

سلام فرستادن به اصحاب کبار حضرت اباعبدالله (ع)

باز می‌خواهم نوایی سر کنم

عاشقان را جمله مستحضر کنم

 

عاشقان رهرو بازار عشق

جان نثاران ره دلدار عشق

به میدان رفتن غلام حضرت سید الشهداء (ع)

 

ز زلف عنبرین یار مهوش

شده این خاطر زارم مشوش

 

ز خال هندویش روزم سیاه است

مگو هندو که خال روی ماه است

به میدان رفتن حر و شهادتش

چون گرفتی اذن حر از شاه دین

اسب همت تاخت در میدان کین

 

گفت با آن قوم بی دین جهول

این حسین باشد ز اولاد رسول

شرفیاب شدن حربن یزید حضور شاه شهید

روز عاشورا سپاه اهل کین

بسته صف از بهر قتل شاه کین

 

حر نظر بنمود بر افعال خویش

جنت و دوزخ مجسم شد به پیش

رسیدن حر در بیابان به امام (ع)

چه کردی ای فلک با آل زهرا

کنی آواره اندر کوه و صحرا

 

یکی را بر جنازه می‌زنی تیر

یکی را سر جدا سازی ز شمشیر

نشانۀ عشق

آن شب، شب عاشقانۀ عشق  

می‌خواند فلک، ترانۀ عشق

هفتاد و دو عاشق سلحشور  

رفتند به بیکرانۀ عشق

 

راندۀ خوانده

اگر بر آستان خوانی مرا، خاک درت گردم

وگر از در برانی، خاک پای لشکرت گردم

به دامانت غبار آسا نشستم، بر نمی خیزم

و گر بفشانی ام، خیزم ولی گرد، سرت گردم

حر بن شهید ریاحی

ای حضرت عشق! یاری‌ام کن

 زردم ز خزان ، بهاری‌ام کن

جز شور سفر به سر ندارم

ره توشه به جز خطر ندارم

کشتى عشق

 

وقتى که گناه، پشت بشکست از حر

 احسان حسین، نقش حر بست از حر

 

یک جلوه ز آقایى مولا این جاست

 حر راه از او گرفت و او دست از حر

 

یزید بن زیاد مهاصر ابوشعثاء کندى بهدلى

سلام باد به گلهاى سر بریده‌ی عشق!

 به هر شقایق در خاک و خون، تپیده‌ی عشق!

 

سلام بر شهدایى که تا دمد خورشید

 دمد ز سرخى خون‌هایشان سپیده‌ی عشق!

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×