سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

گل پرپر

کسی چون من گل پرپر نبیند گلـوی پـاره اصغـر نبینـد

به دست خویش کندم قبر او را که این قنداقه را مادر نبیند

دو چشمم بود بر زخم گلویش

به قلبم حرمله تیـر خطـا زد گلـوی نـازک طفـل مـرا زد

دو چشمم بود بر زخم گلویش در دستش بسته بود و دست و پا زد

نفس تنگ

ز اشکم خون به قلب سنگ کردم نفس را در گلویم تنگ کردم

گرفتم دست خود زیر گلویت ز خونت صورتم را رنگ کردم

تیر کین

به حلقت تیر کین بنشست اصغر! تو را دادم چه زود از دست، اصغر!

خودم دیدم که این تیر سه شعبه نفس را بر گلویت بست، اصغر!

نام تو علی است

بر دور تو ماه تاب باید بخورد

بر صورت تو نقاب باید بخورد

 

هفتاد و دو صفحه عشق امضاش تویی

انگشت تو بر کتاب باید بخورد

بال فطرس شده گهوارۀ او

چشم یعقوب مسیل نیل است

کودکی در بغل راحیل است

می‌توان خواند ز پیشانی طفل

چون مسیحا نفس انجیل است

می‌خواستم چو لاله کنم هدیه‌ات به دوست

وقتی که تیر کین به گلوی تو جا گرفت خون تو را به عرش فشاندم، خدا گرفت

گردیـد دفـن، پیکر پاکت بـه دست من پیش از همه تو را بـه بغل کربلا گرفت

این شیرخواره دسته گل آخـر من است

این طفل شیرخواره همه لشکر من است در بیـن سی هـزار سپه، یـاور من است

یـک بـاغ لاله هـدیه به محبوب کرده‌ام این شیرخواره دسته گل آخـر من است

تو یگانه همسفر منی

مــه آسمان ‌امیــد مـن، گـل نـوشکفتۀ پرپرم مگذار دیده به روی هم، که تویی تمامی لشکرم

تو مرا ذبیح و من آمدم، که به سوی قتلگهت برم که به پیش تیر بگیرمت، که به دست خود کنمت فدا

 

شهادت را به خونت زنده کردی

شـرف را تـا ابـد پاینده کردی شهادت را به خونت زنده کردی

تسلـی تـا دهـی قلب پدر را به پیش تیر قاتل خنده کردی

من نمی‌دانم چه گویم در جواب مادرت

دیده بگشا تا شود تنهایی من باورت نیمه جان هستی و من چون جان گرفتم در برت همچو گیسویت مرا این سو و آن سو می‌کشی می‌کشی آخر مرا با خنده‌‌های آخرت

 

غنچۀ شش ماهه‌

غنچۀ شش ماهه‌ای که بار ندارد چیدنش آنقدر افتخار ندارد زود خزان شد گلی که در همه عمرش تجربۀ دیدن بهار ندارد

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×