سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

زلف بی شکن

برای گفتن از تو سخن  نمی‌‌ماند

که روضه‌ات به دل انجمن نمی‌‌ماند

 

چه کرده است به اعضای دَرهَمَت شمشیر

که بر سیاهی زلفت شکن نمی‌‌ماند

 

ساحل حسین

تو آمدی علی بشود حاصل حسین

باشد سه جور آینه در منزل حسین

 

تلفیقی از نبوت محض و امامتی

ای شامل پیمبر و‌ ای شامل حسین

 

خندۀ پیمبری‌

قُنداقه را حسین گرفت و ‌نگاه کرد

این گونه آفتاب تبسم به ماه کرد

 

با خندۀ پیمبری‌اش از همان نخست

حال حسین را علی‌اش رو به راه کرد

 

آینه

از صورت، چون ماه پیمبر خواندند

از هیبت و اقتدار، حیدر خواندند

 

شد جلو‌ۀ احمد و على، آینه‌ای

آن آینه را علیِّ اکبر خواندند

شـرارۀ جـگر

لبت دو پـارۀ آتش، دلـت پر از شرر است دهان خشک پدر از لب تو، خشک‌تر است

تو پاره پاره شدی، قلب من پر از خون است تـو تشنـه‌ای، نفس مـن شـرارۀ جـگر است

بادۀ اول کوثر

رفتی و گریه تو را تا به خدا بدرقه کرد وإن یکاد پدرت قد تو را بدرقه کرد مادرم پشت سرت دست به پهلو آمد قد و بالای تو را نوحه سرا بدرقه کرد  

وسعت صحرا

خواهم اگر به آن قد و بالا ببینمت باید تو را به وسعت صحرا ببینمت تکه به تکه جسم تو را جمع کردم و می چینمت به روی عبا تا ببینمت

جاری‌ترین رودند در رگ‌های دنیا

این خانواده یوسفان بی بدیلند هر یک برای خویش خورشیدی جمیلند

جاری‌ترین رودند در رگ‌های دنیا بهتر بگویم صد هزاران رود نیلند

المثنای مصطفی هستی

جان عالم تصدق سرتان به فدای شما و مادرتان

تو امیری، امیر قلب منی این منم من همیشه نوکرتان

غزلخوانی باران

مثل اسفند دلم روی دلم بند نبود مدتی روی لبان همه لبخند نبود درد دوری ز پیمبر که خوشایند نبود و کسی مثل خداوند هنرمند نبود

 

تمنای عالم بالا

خوشا دلی که فقط زیر پای او باشد میان شادی و غم مبتلای او باشد

خوشا سری که هواخواه خدمتش باشد شبانه روز فقط در هوای او باشد

خدا به خانۀ ارباب، کوثر اعطا کرد

همین که با دم ساقی دهان معطّر شد سبوی کهنۀ میخانه مستی‌آور شد

شبیه ساحل خشک کویر بودم که پیالۀ دل من غل زد و لبم تر شد

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×