سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

شهادت حضرت علی اصغر (ع) روی دست پدر بزرگوار

 

باز می‌خواهم به مستی سر کنم

روی طبع خویش را زیور کنم

 

طفل طبعم چون گران جانی کند

دیده بهرش مهد جنبانی کند

 

برگشتن علی اکبر از میدان و طلب نمودن آب از پدر بزرگوار

 

نوجوان شاه دین از رزمگاه

العطش گویان رسیدی نزد شاه

 

پر شد از ساقی لبالب جام او

غرقه خون جمله اندام او

 

سفارشات امام علیه‌السلام به علی اکبر

جان شیرین لحظه‌ای کم کن شتاب

تا که مخبر گردی از گفتار باب

 

تیغ کج باشد خم ابروی تو

هم کمند دشمنان گیسوی تو

 

اذن دادن حضرت سیدالشهداء (ع) به علی اکبر

 

در جواب نور چشم خویشتن

گفت آن سر خدای ذوالمنن

 

ماه من اینقدر طنازی مکن

جان من با جان خود بازی مکن

 

اذن میدان خواستن علی اکبر از پدر بزرگوار

 

باز دل سیل رخ دلبر کند

ز اشک خونین دامنم را تر کند

 

خامه امشب سد بابم می‌شود

صفحه دفتر حجابم می‌شود

 

دختر شیرین زبان

رونمایم از سفر کوه غم است

قامتم از کوله بار غم خم است

 

از  میان  این همه  طفل  یتیم

دختر شیرین زبان تو کم است

غارت

 

تمام دشت به حالم نظاره می‌کردند

به یکدگر پی غارت اشاره می‌کردند

 

برای بردن یک گوشوارۀ ناچیز

حرامیان به خدا گوش پاره می‌کردند

 

مسمط تضمینی از غزل فصیح الزمان شیرازی برای مصیبت حضرت رقیه (س)

ز سرت نمانده جسمی به سرم نمانده مویی که گرفته بود مویم به کف خودش عدویى

دل زخم خورده ام را ننهد کسی رفویى «همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

قصۀ سربسته

قصّۀ سربستۀ جسم تو آخر باز شد قدر قرآن نبی آیات کوثر باز شد چشم من تار است یا اربا اربا گشته‌ای؟ یا که بر جانت زبان تیز خنجر باز شد؟

 

گلستان

گوش تا گوش تو ای غنچه گلستان شده است آب آب لب تو بانی باران شده است

 

خون حلق تو نرفته نفست بند آمد که به یک چشم زدن جسم تو بی جان شده است

کم شتاب باشی خوب است

یک مرتبه کم شتاب باشى خوب است

با قاعده، با حساب باشى خوب است

 

فکر دل فاطمه نبودى اما

فکر جگر رباب باشى خوب است

بی خبر

اى تیغ همیشه بى خبر می‌آیی

یک روز به شکل میخ در می‌آیی

 

امروز تو شمشیرى و فردا قطعا

درقالب یک تیر سه پر می‌آیی

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×