سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

برای قمر عشیره

چون پیش زهرا محترم شد، محتشم شد

آن وقت عمری محتشم شد، محترم شد

 

بالا نشین شد از تواضع، چوب گردو

شد منبر علامه‌ها، وقتی که خم شد

 

داغ بلند بالا

تو بی بدیل و بزرگ و بلند والایی

که داده است خدا بر تو شأن سقایی

 

اگر چه مادرت ‌ام البنین بود آقا

ولی به حضرت زهرا، عزیز زهرایی

 

اقیانوس آرام

دوتا بازو به دنیا آمده، نامش اباالفضل است

دوتا ابرو که وقت رزم، پیغامش اباالفضل است

                                          

به وقت رزم قاسم از رجزهای علی اکبر

اگر وامی گرفته، ضامن وامش اباالفضل است

 

ماه پیشانی

دیده‌ایم ابروش را اما نگاهش را ندیدیم

مهربانی‌های در چشم سیاهش را ندیدیم

 

عمری از چشمان زیبایش نوشتیم و به مقتل

بارها لفظ «عَلی عَینی» به شاهش را ندیدیم

 

در رثای حضرت عباس بن علی (ع)

ای حرمت قبلۀ حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

 

تاج شهیدان همه عالمی  

دست علی، ماه بنی هاشمی

 

ماه کجا، روی دل آرای تو؟

سرو کجا، قامت رعنای تو؟

مست بی دست

آغاز کردم شعر خود را با اباالفضل اذن ورودم در غزل شد یا اباالفضل

 

هر مشکلی از دید من سهل است تا هست مشکل گشای مردم دنیا اباالفضل

روی تو جلوه بر رخ مهتاب داده است

یا والقمر! والشمس! مزمل! اباالفضل! ای قبله‌گاه شاعر بیدل، اباالفضل! الفاظ موج و، دامنت ساحل اباالفضل! یا دائم الفضل علی السائل، اباالفضل!

 

حضرت دریا

 

بین صحرای عطش حضرت دریا آمد مشک بر دوش سبک بال و تنها آمد‌ شاه شمشاد قدان سرو معلی آمد ماه کامل شدۀ آل قمرها آمد‌ آنچه خوبان همه دارند به یک جا آمد

 

آیینۀ تاریخ ز تکرار تو مانده

خوب است غزل‌ها همه با نام تو باشد در وصف نگاهی که پر از دام تو باشد

 

امروز اگر آمده‌ام تا که بمانم یعنی دل من خواسته که رام تو باشد

العطش از عمق جان نیزه‌ها برخواست

آه، آبت کرد نام آب آور داشتن چون که محکوم است هر ساقی به ساغر داشتن

 

العطش از عمق جان نیزه‌ها برخواست تا کثرت زخم تو شد منجر به کوثر داشتن

ماه خنده رو

حتی نرنجاند از خودش یک مشت ترسو را بخشید از روی سخاوت دست و بازو را

 

تا خاطراتی را نهان سازد، بر آن می‌گشت پنهان بسازد از برادر زخم پهلو را

 

خدا به ماه رسانده ست دست دریا را

 

چنان که وقت عطش جرعه‌ای گوارا را

طلب کنید فقط ساقی العطاشا را

 

هنوز جای علامت به شانۀ پدر است سپرده زیر علم دست صاحبش ما را

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×