سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

خورشید روی نیزه

باز کن چشم از خون ترت را  

با نگاهی بخوان، خواهرت را

با نگاه نوازشگر خود  

باز دریاب، دور و برات را

 

پرندگان غزلمرده

 

چهل شبانه، گذر کرد بر زمین، بی تو  

چهل شبانۀ بی عشق، بی یقین، بی تو

پس از تو، پیرهن سوگوار تا به ابد  

چه بغض‌ها که ندارد در آستین، بی تو

 

هفت بند نی (بند هفتم)

 

در انتظار خویش به پای تو سوختیم

در جستجوی خود به هوای تو سوختیم

 

"زین آتش نهفته که در سینه‌های ماست"

ای جان عاشقان به فدای تو، سوختیم

 

هفت بند نی (بند چهارم)

ماه و ستاره عاشق دیدار عشق توست

خورشید، غرق دیدۀ بیدار عشق توست

 

باریدنی ست خون تو تا حشر، بر زمین

در قلب آسمان، غم خونبار عشق توست

 

هفت بند نی (بند سوم)

روحی که سبز رفته از این خاک، ماندنی ست

جانی که سرخ مانده در این تن، فشاندنی ست

 

ای مهربان که جان تو از نور مطلق است

در قلب خاک شب زده، مهر تو ماندنی ست

 

هفت بند نی (بند دوم)

 

قلب تو گر چه تالی توفان آتش است

عهد تو عهد آب، نه پیمان آتش است

 

هرگز کسی نگفته که از خیر، شر رسید

لب‌های تشنۀ تو گلستان آتش است

 

هفت بند نی (بند اول)

از آسمان به جان تو وقتی خبر رسید

فریاد کرد کعبه که وقت سفر رسید

 

از خود سفر کنید که فصل یگانگی ست

اکنون بهار رفتن از آیینه سر رسید

دل شیدایی

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم در کویر دل سودا زده تنها ماندیم تا رخم سرخ نبینند رقیبان از شرم سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم  

ساده‌ترین راه

اگر یتیم و فقیر و اسیر آمده‌ایم به آستانۀ نعم الامیر آمده‌ایم دوباره با سبد دست‌های خالی‌مان به شوق آن کرم دستگیر آمده‌ایم

خلقت دوباره

کربلا به خون خود تپیدن است جرعه جرعه مرگ را چشیدن است

کربلا صفا و مروه‌ای شگفت پا به پای تشنگی دویدن است

یا أباالمهدی ادرکنی

 

به روی بال ملائک سوار می‌آید

برای آمدنِ آن سوار، می‌آید

 

بگو به لب که برای گرفتن حاجت

چقدر یا حسن امشب به کار می‌آید

تو آمدی و ملائک خوش آمدت گفتند

لب نگار که باشد رطب حرام بود زمان واجبمان مستحب حرام بود

 

فقیه نیستم، اما به تجربه دیدم بدون عشق مناجات شب حرام بود

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×