سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

شاخۀ طوبی

همدم یار شدن دیدۀ تر می‌خواهد

پیر میخانه شدن اشک سحر می‌خواهد

 

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست

قدم اول این راه جگر می‌خواهد

 

تا کربلا رسید صدای سکوت تو

این خانواده آینه‌های خدائی‌اند

در انتهای جادۀ بی انتهائی‌اند

 

خیل ملک مقابلشان سجده می‌کنند

اینها خدا نی‌اند، ولیکن خدائی‌اند

 

با اینکه گمراهیم ما، کرببلا خواهیم ما

رنگین کمان بر پهنۀ دریا به دنیا آمده

این انفجار نور نیست، آقا به دنیا آمده

 

جود سخا، حال دعا، نور خدا، بخشش، عطا

از یمن میلاد حسن یکجا به دنیا آمده

 

زیر سر بگذار دل یا زیر پا بگذار سر

خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سر

هرکسی بالا کند با نیت دیدار سر

 

هر زمان یک جور باید عشق را ابراز کرد

چون تو که هر بار دل می‌دادی و این بار سر

 

گذشته از رمضان نیم و من عوض نشدم

میان قلب من و تو گنه شده حائل

دگر برای من انگار توبه شد مشکل

 

گذشته از رمضان نیم و من عوض نشدم

ز بس که خاک گناهان نشسته بر این دل

 

فصل غم

ای خدا، ‌ای بی نیاز چاره ساز

بارالها، خالق بنده نواز

 

ای کریم ذوالعطا و فضل و جود

ای به سمتت کلّ شی فی السجود

 

دلم ز غیبت طولانی‌ات پریشان است

بیا به حال خرابم دعا نما مهدی

مرا ز قید معاصی رها نما مهدی

 

مرا که غافلم از لطف بی حدت مولا

بیا ز ورطۀ غفلت جدا نما مهدی

 

گره فتاده به کارم، گره گشاست حسین

کجاست حال دعایی که داشتم روزی

کجاست اشک و بکایی که داشتم روزی

 

چه شد که اینهمه دور از شما شدم آخر

چه شد کنار تو جایی که داشتم روزی

 

بابای همه

باورم نیست که خیبر شکن از پا افتاد

حضرت واژۀ برخواستن از پا افتاد

 

کم نمکدان تو را هر که نمک خورد، شکست

باز با زخم سرت کعبه ترک خورد، شکست

 

مرا طلای گنبد تو بی‌قرار می‌کند

بلیت ماندن است مانده روی دست‌های من

در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

 

 رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر

 

زینب مهیا می‌شود، شام غمت را

اشک اذان بر دامن گلدسته جاری است

منبر اذان می‌گوید و محراب قاری است

 

در سوگ خورشید، آسمان غم می فشاند

بار غمت را کوه با خود می کشاند

 

وای از کرببلا

باز هم خانه و یک بستر خون‌آلوده

زنده شد خاطرۀ‌ مادر خون‌آلوده

 

شیر مرد احد افتاده، کجایی زهرا؟

تا ببندی سر این حیدر خون‌آلوده

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×