سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

بند ششم: وَ اِن یَکاد

سر، بر فراز نیزه و گیسو، به جنگ باد

تن، شرحه شرحه بر لب گودال خون چکاد

 

با یک کرشمه صید دو صد جبرئیل کرد

سیمرغ قاف، جلوۀ آیینۀ جهاد

عرش می‌پیچد به خود از آه و سوز کاروان

مطلع الفجر است یا تابیده قرآن روی نی کاین چنین افتاده آتش در نیستان روی نی؟

 

عرش می‌پیچد به خود از آه و سوز کاروان باد می‌پیچد به موهای پریشان روی نی

جویبار قرآن

آن نی که بر آن خشک نیستان می‌خورد

آب از لب جوی لب و دندان می‌خورد

 

لب تشنه ز جویبار قرآن می‌خورد

می‌خورد فراوان و فراوان می‌خورد

 

نیزه

 

داشتم انتظار از نیزه

انتظار شکار از نیزه

 

تا که زینب برای پیکر تو

ساخت سنگ مزار از نیزه

 

آرامش شهر

 

دستان تو بحر را به هم ریخته است

لبخند تو قهر را به هم ریخته است

 

آن سر که ز روی نیزه‌ها می‌افتد

آرامش شهر را به هم ریخته است

نذر سپیده

 

در شام فقط اشک ز دیده می‌ریخت

صد قطرۀ خون نذر سپیده می‌ریخت

 

سنگ از لب بام سوی سرها می‌رفت

از نیزه فقط سر بریده می‌ریخت

 

گل‌های زرد

بی تو شب و روزم همه سردند عمو

گل‌های دل باغ چه زردند عمو

 

تا رأس تو دیدم ز خودت پرسیدم

چشمان تو را چه کار کردند عمو؟

نی نامه

قمار عشق را خوش برده بودی

سرت آنجا که باده خورده بودی

 

تو بودی زخمۀ زخمیّ بیداد

که عمری بی صدا بودیّ و فریاد

خورشید روی نیزه

باز کن چشم از خون ترت را  

با نگاهی بخوان، خواهرت را

با نگاه نوازشگر خود  

باز دریاب، دور و برات را

 

دشت لاله

دوباره پرپر یک دشت لاله به روی نی سر یک دشت لاله

من و باران، من و مشتی دوبیتی من و چشم تر یک دشت ل ا ل ه

 

ترکیب بند فتحعلی شاه قاجار (بند سوم)

 

گردید بر سنان سر سلطان دین دریغ                    

افتاد آسمان شرف بر زمین دریغ

 

بر پیکر امام زمان زادۀ زیاد                                 

بگشاد صد هزار کمان از کمین دریغ

بند هفتم از ترکیب بند محتشم کاشانی

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سر برهنه بر آمد ز کوهسار

 

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×