سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

آرزوی سرخ

در مرز خویش ماندن و از مرز رد شدن

با مهر و مهر فاطمه اصل سند شدن

 

این آرزوی سرخ گذرنامۀ من است

در زیر پای مهر سفارت، لگد شدن

 

رود باده

دلم به خاطر زوار ساده راه افتاد

برای اینکه شود استفاده، راه افتاد

 

رسید با گذر دیگری به مرز خودش

اجازه داده، اجازه نداده راه افتاد

 

حلقۀ عشاق

آنگونه که حاجی ست در احرام پیاده

من هم شده‌ام سوی تو اعزام پیاده

 

طوفانم و می‌آیم و در حلقۀ عشاق

بر خویش سوارم ولی از نام پیاده

 

غمش ز جنس حسین است هرکه مظلوم است

نه بوی مشک، نه چون بوی نافۀ ختن است

نه بوی یاسمن است این، نه بوی یاس من است

 

نه بوی چادر خاکی، نه عطر آن گودال

بقیع، روضۀ مکشوف کوچه و زدن است

 

مرغ بهشت

در موقع سپر شدنش محسن

کامل نگشته بود تنش محسن

 

زهرا به خانه بود و سپر می‌شد

هر دفعه موقع زدنش محسن

 

دو تا کریم

حسن شدی که کریمان فقط دو تا باشند

دو تا کریم در عالم برای ما باشند

 

حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند

کبوتران همه راهی سامرا باشند

 

شاکلید

دنیای بی حسین اگر آخر غم است دنیای با حسین به آخر نمی‌رسد

 

این شاکلید قصۀ صحرای کربلاست سر می‌دهد حسین، ولی سر نمی‌رسد

 

مقتل السّجاد

تجسم نیمی از روضه است، وقتی روضه در پرده است

تجسم نیمی از روضه است، وقتی روضه در خیمه به خود پیچیده تب کرده است

خود روضه به هر سو چشم می‌‌دوزد

خودش تب می‌‌کند در خویش و می‌‌سوزد

تجسم نیمی از روضه است، وقتی روضه مستور است

تجسم نیمی از روضه است، وقتی روضه از چشم همه دور است

 

روضه دارد می‌‌رود از کربلا سمت دمشق

ماه باشی، روز و شب در آسمان باشی اگر

لحظه لحظه، روشنی بخش جهان باشی اگر

 

روضه‌ات یکجور دیگر می‌‌شود، در حجره‌ات

خود ولی عهد سلطان زمان باشی اگر

 

بر تنت آرامش بال کبوترهاست

پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست

خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست

 

گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی

جسم تو دیگر خدا را شکر در گودال نیست

 

سرمه‌های گهرشاد

در دست تو عیارِ کرم می‌‌شود زیاد

در سایه‌سار اسم تو کم می‌‌شود زیاد

 

نوبت به گفتن از سر زلفت که می‌‌شود

بی شک شهید اهل قلم می‌‌شود زیاد

 

حسرت سلمان و قنبر

خوب است روضه، روضۀ ارباب بهتر است

از این جهت که گریه‌کن روضه، مادر است

 

باید که طفل اشک بیاید به گونه‌ام

وقتی که پلک، دست به سینه دمِ در است

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×