سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

ساقی من، شکسته سبوی مرا ببوس

کنج خرابه، سوخته موی مرا ببوس

تو محرمانه سرّ مگوی مرا ببوس

 

مثل لب تو خورده ترک دور چشم من

ساقی من، شکسته سبوی مرا ببوس

 

تربتی از کربلای تو برای من بس است

شمع هستم در عزای تو، برای من بس است

اشک می‌ریزم برای تو، برای من بس است

 

من به هر چیزی که دادی و ندادی راضی‌ام

تا ابد هستم گدای تو، برای من بس است

 

مادر شهید

جز این دو میوۀ قلبم ثمر نداشته‌ام

ببخش اگر که پسر بیشتر نداشته‌ام

 

برای اینکه شبیه تو بی کفن باشند

برایشان کفن از خانه برنداشته‌ام

 

این‌ها دو بال جعفر طیار هستند

یک لحظه بی تو فکر آسایش نکردم

پنجاه سال است از تو یک خواهش نکردم

 

یک عمر روی حرف تو چیزی نگفتم

این بار می‌خواهم به پای تو بیفتم

 

کبوتران همه روی تو بال وا کردند

نشسته‌اند ملائک بر روی بام جواد

پیمبران همگی بنده و غلام جواد

شدم جواد پس از این به احترام جواد

که بهتر از همۀ نام‌هاست نام جواد

 

جان‌ها فدای آستان عمه جانت

صالح‌ترین عبد خدا، موسی بن جعفر

حق است هرکس هست با موسی بن جعفر

ما بنده و آقای ما موسی بن جعفر

محتاج‌ها گویند یا موسی بن جعفر

 

هزار حج به زیر پای زائر تو ریخته

اگر که غم برای توست، غم به درد می‌خورد

غمت برای خوب بودنم به درد می‌خورد

 

نباید از یکی دو قطره اشک هم گذشت، چون

همین دو قطره اشک لاجرم به درد می‌خورد

 

نوحوا علی الحسین

با اشک و آه و زمزمه، نوحوا علی الحسین

با اضطراب و واهمه، نوحوا علی الحسین

 

فرموده است حضرت صادق به شیعیان

ای شیعیان من! همه نوحوا علی الحسین

 

فطرس کجاست؟

سر کرده‌ام چه سخت سحرهای شهر را

طی کرده‌ام تمام گذرهای شهر را

 

هرجا که رفته‌ام، به در بسته خورده‌ام

کوبیده‌ام تمامی درهای شهر را

 

یک قدم او بی حسین راه نرفته

عرض ارادات ما به محضر مسلم

ما همگی می‌‌شویم نوکر مسلم

 

عالم اعلم شده است و مرجع تقلید

هر که نشسته است پای منبر مسلم

 

جور دیگر دوستت دارم حسین

از ازل تا روز محشر دوستت دارم حسین

در همه عمرم سراسر دوستت دارم حسین

 

گفته پیغمبر تو را باید همیشه دوست داشت

طبق دستور پیمبر دوستت دارم حسین

 

خورشید من

تا باد به موی سرت افتاد، دلم ریخت

تا اشک ز چشم ترت افتاد، دلم ریخت

 

امروز میان تو و حر بن ریاحی

تا صحبتی از مادرت افتاد، دلم ریخت

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×