سایت کرب و بلا - سایت تخصصی امام حسین علیه السلام

دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته

در کربلا دادند درد عاشقی را

وقتی که آوردند قرآن را به مشهد

جان را به تن دادند، جانان را به مشهد

 

شد پایتخت حاجت عالم، خراسان

یعنی که باید برد تهران را به مشهد

 

بانوی تنزیهی اشراق و نور

آیت پنهان‌شده در خاک قم

کیستم؟ آن‌کس که در این‌جاست گم

 

بانوی تنزیهی اشراق و نور

شأن تو مخفی‌ست، ولو در حضور

 

تا که آهو می‌رود، پشتش کبوتر می‌رسد

از کریمان سنگ می‌خواهیم ما، زر می‌رسد

در حرم از آنچه می‌خواهیم، بهتر می‌رسد

 

لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است

وقت احسان، پشت آن احسان دیگر می‌رسد

 

کربلا صحن حسین و صحن سقا جنت است

عاشقان را کوی تو میعاد یا شاهچراغ

قلب ویران با شما آباد یا شاهچراغ

یاد تو کرد از غمم آزاد یا شاهچراغ

خواهش از ما از شما امداد یا شاهچراغ

با شما هستیم باداباد یا شاهچراغ

عشق تو شیرین و ما فرهاد یا شاهچراغ

 

با گریه‌های اوست که ما گریه‌کن شدیم

بی‌ مهر فاطمه دل ما ارزشی نداشت

بی‌ اشک‌های او گل ما ارزشی نداشت

 

با گریه‌های اوست که ما گریه‌کن شدیم

ورنه حیات باطل ما ارزشی نداشت

 

سفر تا کربلا

گاه هرجا می‌گذاری پای، درها بسته است

پافشاری می‌کنی پشت در، اما بسته است

 

خانه‌ای را می‌شناسم من که خیلی حرف‌ها

دیگران درباره‌اش گفتند، الا بسته است

 

 

سورۀ انسان

دل را مقیم درگه جانان نوشته‌اند

ما را غلام حضرت سلطان نوشته‌اند

 

آتش ز سوز سینۀ ما آفریده شد

چون عشق تو به سینۀ سوزان نوشته‌اند

 

مشهد و کربلا دل از ما برد

برده بالا مرا امام رضا

از کجا تا کجا امام رضا

 

باز نام شما وسط آمد

باز آمد گدا، امام رضا

 

کربلا از تو گرفتن واقعاً شیرین‌تر است

در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است

شمع دورش چند تا پروانه باشد بهتر است

 

بهتر آنکه از در هر خانه نومیدم کنند

دل اگر با غیر تو بیگانه باشد بهتر است

 

گریه برای روضۀ کرب و بلا کم است

باید شکست ساغر و از می ‌وضو گرفت

باید ز دست بانی باده سبو گرفت

 

از عرش آمده است، زمین آبرو گرفت

هر عاشقی که بادۀ خود را از او گرفت،

 

قلبم مقابل حرم تو صفا گرفت

هرکس رسید پای ضریحت، شفا گرفت

راه عروج تا ملکوت سما گرفت

 

بیگانه کن مرا ز خودم، غرق خود نما

تا آنکه جار زنند مریضی شفا گرفت

 

بوی سیب حرم کرببلا می‌آید

دل سودا زده سامان نپذیرد هرگز

کافر چشم تو برهان نپذیرد هرگز

 

آنکه بیمار نگاهی شده هنگام سحر

منت مرهم و درمان نپذیرد هرگز

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×

ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×