روز عرفه برابر با 9 ذی الحجه است و بنا بر سندی که ذکر خواهد شد، امام حسین (ع) در آخرین ساعات روز،دعای عرفه  را درصحرای عرفات خواندند.

در کتاب «منتهی الآمال – زندگی و مقتل امام حسین (ع)» که نوشته ی شیخ عباس قمی است، در فصل ششم درمورد حرکت  حضرت سیدالشهدا (ع) از مکه معظمه به‌سوی کربلا چنین آمده است:

«حضرت سیدالشهدا (ع) در سوم ماه شعبان سال شصتم هجرت، از بیم آسیب مخالفان، مکۀ معظم را به نور قدوم خود منور گردانیده و در بقیۀ آن ماه و رمضان و شوال و ذی‌القعده در آن شهر محترم به عبادت حق تعالی مشغول بودند و در آن مدت جمعی از شیعیان از اهل حجاز و بصره نزد آن حضرت جمع شدند و چون ماه ذی الحجه درآمد، حضرت احرام به حج بستند و چون روز ترویه (یعنی هشتم ذی الحجه) شد عمرو بن سعید بن العاص با جماعت بسیاری به بهانۀ حج به مکه آمدند و از جانب یزید مأمور بودند که آن حضرت را گرفته و به نزد او برند یا آن جناب را به قتل برسانند.

حضرت چون بر باطن ایشان مطلع گردید احرام حج را به عمره تبدیل نموده و طواف خانه و سعی ما بین صفا و مروه به جا آورده و از مکه خارج شد و در همان روز متوجه عراق گردید.»

بنابراین دعای عرفه در حج پایانی ایشان نبوده است، اما دراین که  دعای شریف در چه سالی خوانده شده، در تاریخ مطلبی ذکر نشده است.

مرحوم محدث قمی در مفاتیح آورده است: بشر و بشیر فرزندان غالب اسدی نقل کرده‌اند که: در آخرین ساعات روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسین (ع) بودیم که آن حضرت با جمعی از خاندان و فرزندان و شیعیان از چادر بیرون آمدند و با نهایت خضوع و خشوع در طرف چپ کوه (جبل الرحمه) ایستادند و روی مبارک را به طرف کعبه گردانیده و دست را مقابل رو برداشتند و این دعای بلند عرفه را خواندند.

پسران غالب اسدی که مرحوم محدث قومی از ایشان این دعا را نقل کرده‌اند چه کسانی هستند؟

بشر بن غالب الاسدی:

در کتاب‌های رجالی نام او آمده است. برخی در مورد او چیزی نگفته‌اند و عده‌ای او را مجهول دانسته‌اند. در تنقیح المقال آمده است که: شیخ (ره) او را از اصحاب امام حسین (ع) و امام سجاد -ع - دانسته و به دنبال آن آورده: ظاهر این است که بشر بن غالب الاسدی الکوفی امامی است اما حال او مجهول است.[1]

در اصول کافی از او روایت هم نقل شده است. برخی او را از اصحاب امیرالمؤمنین (ع)، اصحاب امام حسین (ع) و امام سجاد (ع) دانسته‌اند[2] و در مورد وثاقت یا عدم وثاقت او ساکت مانده‌اند.

بشیر ابن غالب الاسدی:

در مورد شخصیت وی هم کتاب‌های رجالی به طور صریح و محکم سخن نگفته‌اند. در موسوعه رجالیه آمده است: بشیر مشترک است بین رجال حدیث، ولی هیچ کدام توثیق نشده‌اند.

هم چنین آمده است: از او از امام حسین (ع) در کافی روایت نقل شده است. او کسی است که دعای عرفه را از امام حسین (ع) روایت کرده است.

عده‌ای از رجالیون در مورد وثاقت یا عدم وثاقت او سکوت کرده‌اند و یا نام او را ذکر نکرده‌اند.[3]

با توجه به سندی که برای این دعا ذکر شد، آیا این دعا از درجۀ خود ساقط می‌شود؟!

اینجا لازم می‌دانم به چند نکته اشاره نمایم:

اول اینکه  لازم است سند این دعا بررسی شود که  این دعای شریفه در کتب متقدم، در کجا نقل شده است؟

کهن‌ترین اثر حاوی این دعا «اقبال الاعمال» سید ابن طاووس است.

سید ‌بن‌ طاووس ‌از‌ شیخ طوسی، ‌از‌ علی ‌بن‌ نعمان اعلم، ‌از‌ عمیر ‌بن‌ متوکل، ‌از‌ متوکل ‌بن‌ هارون، ‌از‌ یحیی ‌بن‌ زید ‌و‌ ‌او‌ ‌از‌ امام صادق (ع) روایت می‌کند.

می‌گویند این سید والا مقام، ‌با‌ وجود کثرت تألیفات، کتابی ‌در‌ فقه ننوشته است ‌و‌ دلیل آن، پرهیز ‌او‌ ‌از‌ فتوا ‌و‌ شدت ورع ‌او‌ بوده است.

سید ‌بن‌ طاووس ‌در‌ کتاب‌های ادعیۀ خود، فراوان ‌از‌ کتاب شریف صحیفۀ امام زین‌العابدین (ع) نام برده ‌و‌ از آن دعا نقل کرده است. مثلاً ‌در‌ کتاب «مهج الدعوات»، ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ «الصحیفه الشریفه ‌من‌ أدعیه مولانا زین‌العابدین» یاد می‌کند ‌و‌ ‌در‌ «الاقبال» ‌و‌ «جمال الأسبوع»، ‌به‌ «الصحیفه» تعبیر کرده است. ‌از‌ عبارتی که وی ‌در‌ کتاب «الاقبال» می‌نویسد، برمی‌آید که اسناد صحیفه ‌در‌ اختیار وی بوده است. او می‌گوید:

عن مولانا علی ‌بن‌ الحسین (ع) صاحب الأنفاس المقدسه الشریفه فیما تضمنه أسناد أدعیه الصحیفه ...

دعای عرفۀ امام حسین (ع) نیز در جلد 1 صفحۀ 339 این کتاب آمده است.

مطلب دوم که تنها مربوط به این دعای شریفه نیست و سایر دعاها و حتی سایر اعمال مستحب و مکروه را هم در بر دارد، قاعده‌ای به نام «تسامح در ادله سنن» است.

این قاعده مسئله‌ای اصولی به معنای سهل گیری نسبت به مستندات احکام مستحب است. از آنجا که مجتهد برای استنباط هرگونه حکم شرعی، از جمله مستحبات و مکروهات، نیاز به مستند محکمی از جهت سند و دلالت دارد، این مسئله در میان اصولیان مطرح شده است که آیا در باب مستحبات می‌توان به احادیث ضعیف استناد کرد و به اصطلاح در ادله احکام غیر الزامی (سنن) تسامح ورزید؟

در نظر موافقانِ این قاعده، بررسی دقیق سند روایات مشتمل بر احکام مستحب و مکروه لازم نیست و ادلۀ ضعیف نیز برای اثبات آن کفایت می‌کند. استحباب وضو برای همراه داشتن قرآن و استحباب تلقین میت را می‌توان از مصادیق این قاعده برشمرد.

مهم‌ترین دلیل موافقان قاعدۀ تسامح، احادیثی است که عموماً با تعبیر «مَنْ بَلَغَه ثوابٌ» آغاز شده و از این رو به «اخبار مَنْ بَلَغ» معروف‌اند. مضمون این روایات که شیخ انصاری آن‌ها را دارای تواتر معنوی می‌داند، آن است که اگر از پیامبر اکرم ص  روایتی نقل شود که دربردارندۀ وعدۀ پاداش برای انجام دادن کاری باشد و فردی آن کار را به امید رسیدن به آن پاداش انجام دهد، ثواب به وی داده خواهد شد، هر چند در واقع امر، پیامبر ص آن مطلب را نگفته باشد.

و سوم، علّامه محمدتقی جعفری در مقدمۀ تفسیر دعای بلند عرفه آورده است:

اگرچه بعضی از محدثین بزرگوار، یقین به سند این نیایش ندارند، ولی اصل معروف «دلالته تغنی عن السند» در اینجا جاری است. گاهی مفهوم و دلالت و محتوای حدیث به‌قدری با عظمت و مطابق اصول است که از سند بی‌نیاز و احتیاجی به آن وجود ندارد. بدیهی است که نظیر مضامین این نیایش که در عالی‌ترین درجۀ حکمت و عرفان اسلامی است را جز انبیای عظام و ائمه معصومین ع نمی‌توانند بیان نمایند.[4] بیشتر دعاهای موجود، از باب بی‌نظیر بودن در مضامین و معنا مورد وثوق قرار می‌گیرند.

آنچه درنتیجۀ بحث سندی می‌توان بیان نمود این است که: اگرچه برخی از محدثین بزرگوار و رجالیون یقین بر سند این نیایش ندارند و بر راویان آن اشکال می‌کنند، ولی دلالت آن طوری است که بوی عصمت می‌دهد و یک مضمون و دلالت بی‌نظیر این گونه، آن هم در قالب نیایش جز در توان معصوم (ع) و انبیاء عظام نیست؛ و وقتی دلالت متن این قدر محکم و قوی باشد، هم مورد تأیید سایر معصومین ع قرار می‌گیرد و هم عقل آن را به معصوم (ع) مستند می‌کند.