در برخی از سخنان امامان معصوم، اعتقاد به شفاعت، از پایه‌های ایمان و منکر آن، از ایمان محروم و بی بهره معرفی شده است[1]. به گواهی متون تاریخی، سیره و روش مسلمانان از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و همچنین زمان‌های بعد، درخواست شفاعت از شافعان راستین بوده و تا اوایل قرن هشتم هجری هیچ دانشمند و متفکر مسلمانی چنین درخواستی را مخالف اصول اسلام تلقی نمی‌کرد، تا اینکه ابن تیمیه مخالفت خود را نسبت به این موضوع ابراز کرد. هر چند پیروان ابن تیمیه و وهابی‌ها، منکر اصل شفاعت نیستند اما با پذیرش شفاعت پیامبر در آخرت ، معتقدند که خود باید خواستار شفیع قرار دادن پیامبر یا سایر اولیاء باشند اما به شفاعت مستقیم اولیاء باور نداشته و آن را شرک می‌دانند، از این رو شفیع گرفتن را ممنوع و شریک قرار دادن برای خداوند می‌دانند. باید دانست هر چند شفاعت در لغتنامه به معنای جفت در مقابل فرد است، اما در اصطلاح به معنای همراهی فردی مقرب، با یک فرد گنهکار است.

 

شرایط تحقق شفاعت

در بعضى از آیات آمده است که در قیامت شفاعت تنها براى کسانى مفید خواهد بود که خداوند رحمان اجازه براى شفاعت او داده و از گفتار او راضى است.[2] در آیه 28 انبیاء آمده است تنها کسانى مشمول بخشودگى از طریق شفاعت مى شدند که به مقام ارتضاء (خشنودى خدا) برسند، و طبق آیه 87 مریم داراى عهد الهى هستند، و همه این مقامات در سایه ایمان به خدا و دادگاه عدل او و اعتراف به حسنات و سیئات (نیکى اعمال نیک و بدى اعمال بد) پیدا مى شود. تدبر در آیات قران کریم نشان می‌دهد ، شفاعت شامل ظالمان نمى شود، پس امیدواران شفاعت باید از صف ظالمان (ظلم به هر معنى که تفسیر شود) خارج گردند. مجموعه این عوامل سبب مى شود که امیدواران شفاعت در اعمال گذشته خویش تجدید نظر کنند و نسبت به آینده تصمیم‌هاى بهترى بگیرند و این خود، یک نقطه مثبت و عامل مؤثر تربیت است.

رسول گرامی اسلام (ص): «هر کس به شفاعت من اعتقاد قلبی نداشته باشد، شفاعت من به او نمی‌رسد.

در سی آیه قران به شفاعت اشاره شده است به عنوان مثال در آیه: فما تنفعهم شفاعهَ الشافعین (شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال مجرمان هیچ سودی ندارد. (نشان می‌دهد تحقق شفاعت نیازمند فراهم بودن شرایط و قیود خاصی است که به برخی از آنها اشاره می‌شود :

1) توحید و اعتقاد به وحدانیت خداوند مهمترین و اساسی‌ترین شرط شفاعت است، بنابراین شرک و بت‌پرستی مانع از شفاعت می‌گردد و اولیاء خدا مشرکین را شفاعت نمی‌کنند .

2) در روایتی از امام حسن مجتبی (ع) آمده: رسول گرامی اسلام (ص) در ضمن پاسخ آن دسته از یهودیان که مسائل را از آن گرامی پرسیده بودند فرمود: شفاعت من برای کسانی است که گناهان کبیره انجام داده‌اند غیر از شرک و ستم. پس شفاعت شامل ظالمان و ستمکاران نمی‌شود.

3) از شرایط مهم و اساسی شفاعت ، تشیع است زیرا امام صادق (ع) در تفسیر آیه «لایملکون الشَّفاعهَ الّا مَن اتَّخذَ عند الرَّحمان عَهداً[3] فرمودند : کسی شفاعت نمی‌کند و شفاعت نمی‌شود و از کسی شفاعت قبول نمی‌گردد مگر آنکه ولایت امیرالمؤمنین (ع) و فرزندان معصوم او را دارا باشد و آن عهد نزد پروردگار است.[4]

4) چهارمین شرط شفاعت‌شونده داشتن اعتقاد قلبی به شفاعت است. رسول گرامی اسلام (ص) در این‌باره فرمودند: «هر کس به شفاعت من اعتقاد قلبی نداشته باشد، شفاعت من به او نمی‌رسد.[5]

5) پنجمین شرط شفاعت‌شونده این است که نماز خود را بزرگ بشمارد و هر کاری را فدای نماز کند.

6) ششمین شرط عدم هرگونه خیانت به برادر دینی است و کسی که خیانت به برادران دینی خود نموده، امید به شفاعت نداشته باشد. در این مورد روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است: «هر کس به برادر دینی خویش خیانت نماید، خداوند برکت را از روزیش برمی‌دارد و زندگیش را ویران می‌سازد و او را به خودش واگذار می‌کند و شفاعتی از او نخواهد شد.[6]
 

فلسفه شفاعت

در کلام معصومین یکی از حکمت‏های شفاعت ، هدیه و جایزه به صالحین ذکر شده است. هر چند شفاعت پاداشی برای صالحان است، بندگان باید در زندگی به گونه ای عمل کنند که شفاعت شامل حال آنها شود. زراره می‌گوید از امام صادق (ع) پرسیدند: آیا مؤمن نیازی به شفاعت رسول خدا (ص) دارد؟ آن حضرت فرمودند: آری، زیرا مؤمنان هم گناه و خطا دارند و تمام مردم در روز قیامت به شفاعت محمد (ص) نیازمندند.

دقت در مفهوم شفاعت و بررسی آیات و احادیث می‌توان دریافت که شفاعت نه تنها خلاف عدالت نیست بلکه لطف خداوندی است که شامل حال برخی از بندگان می شود که شایستگی شفاعت دارند. و با ایجاد امید و مبارزه با روح یأس به آنها نوید مى دهد که در صورت توقف و اصلاح ، ممکن است گذشته آنها از طریق شفاعت نیکان و پاکان جبران گردد. از سوی دیگر رابطه اى معنوى با اولیاءاللهی با هدف به دست آوردن شفاعت سبب تقویت ایمان و برخی صفات فاصله می‌گردد.