آنچه در روزگار ما بیشتر تحت عنوان «عرفان و تصوف» مشهور شده است حالت عشق و شیدایی مفرط نسبت به خداوند متعال به منزله معشوقی نازنین و جذاب است که موجب سرخوشی شدید عارفِ عاشق و گاه سرمستی و از خود بی خود شدن او می‌شود. اما با مراجعه به متون دینی در می‌یابیم که کلیدواژه‌های «عرفان» و «معرفت الله» و ویژگی‌های «عارفان» در قرون نخستین تاریخ اسلام و به خصوص در گفتمان قرآنی و حدیثی بار معنایی متفاوتی داشته است. اینکه معنای دقیق «عرفان دینی» چه بوده و با چه سیر تحولات تاریخی به اصطلاح کنونی -که مناسب است «عرفان صوفیانه» نامیده شود- تغییر معنا داده است، موضوع این نوشتار نیست؛ بلکه در اینجا قصد داریم ویژگی «خداترسی» را به عنوان یکی از محوری ترین اوصاف عارفان در کلام معصومین معرفی کنیم[1] که به نظر می‌رسد در اصطلاح کنونی کم رنگ تر شده و نقش محوری و اصیل خود را از دست داده است. به عنوان یک تجلی روشن از محوری بودن این ویژگی در عرفان دینی نیایش عارفانه امام حسین (ع) در روز عرفه مورد بررسی قرار خواهد گرفت و محوریت «خداترسی» در آن نشان داده خواهد شد.

دعای عرفه نیایش امام حسین (ع) در مکان و زمانی عرفانی چون عرفات و عرفه است و شایسته است چنین دعایی به منزله درسنامه عرفان دینی مورد تفحص قرار بگیرد. این دعا با حمد و ثنای الهی و ذکر صفات خداوند و برشمردن نعمتهای بی شمار او آغاز می‌شود. سپس امام حسین (ع) در حالی که اشک از دیدگانشان جاری است شروع به درخواست حاجات از درگاه الهی می‌کنند. این قسمت دعا با این جمله آغاز می‌شود: اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَخْشَاکَ کَأَنِّی أَرَاک ...‏ (خدایا مرا ترسان از خود بگردان گویا تو را می‌بینم). اولین حاجت امام از خداوند درخواست خشیت و ترس خدا است که این اولویت، خود نشان دهنده اهمیت این امر است. نکته جالب توجه این است که امام (ع) چگونگی این ترس را تشبیه به ترس کسی می‌کنند که خدا را می‌بیند. رؤیت خداوندِ نادیدنی، بیانگر شدت معرفت و شهود و توجه نسبت به خداست. بنابراین امام (ع) ترسیدن شخص عارف را امری مسلم در نظر گرفته اند؛ لذا ترسی از خدا طلب می‌کنند که مانند ترس عارفان راستین در حین رؤیت پروردگار باشد.

امام حسین (ع) در ادامه حاجات فراوان دیگری را مطرح می‌کنند که برخی از آنها صبغه ترس و هول از مشیت و اراده خداوند را دارد. به عنوان نمونه این عبارات را ذکر می‌کنند: ... وَ نَجِّنِی مِنْ أَهْوَالِ الدُّنْیَا وَ کُرُبَاتِ الْآخِرَهِ وَ اکْفِنِی شَرَّ مَا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ فِی الْأَرْض‏. اللَّهُمَّ مَا أَخَافُ فَاکْفِنِی وَ مَا أَحْذَرُ فَقِنِی وَ فِی نَفْسِی وَ دِینِی فَاحْرُسْنِی ... وَ بِذُنُوبِی فَلَا تَفْضَحْنِی وَ بِسَرِیرَتِی فَلَا تُخْزِنِی وَ بِعَمَلِی فَلَا تَبْتَلِنِی وَ نِعَمَکَ فَلَا تَسْلُبْنِی ...‏ (و مرا از امور ترسناک دنیا و سختی‌های آخرت نجات بده و از شرّ اعمال ظالمان در زمین مصون بدار. خدایا مرا از آنچه می‌ترسم و پروا دارم حفظ کن و نگهبان جان و دینم باش ... و به سبب گناهانم مرا رسوا مکن و به جهت سیرت (نا پاکم) خوارم نکن و به خاطر عمل (نا درستم) مرا مبتلا مکن و نعمتهایت را از من مگیر). این عبارات نشان دهنده اهتمام و توجه کامل عارف به این حقیقت است که مجازات الهی بسیار هولناک و وحشت برانگیز است و تنها می‌توان از آن به خود خدای رحمان پناه برد.

 ویژگی «خداترسی» یکی از محوری ترین اوصاف عارفان در کلام معصومین است

در ادامه امام حسین (ع) جلوه توحید و بی همتایی خداوند در شایسته بودنش برای خوف و ترس را چنین بیان می‌کنند: اللَّهُمَّ فَلَا تُحْلِلْ بِی غَضَبَکَ فَإِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَیَّ فَلَا أُبَالِی سِوَاکَ ... فَأَسْأَلُکَ ... أَنْ لَا تُمِیتَنِی عَلَى غَضَبِکَ وَ لَا تُنْزِلَ بِی سَخَطَکَ لَکَ الْعُتْبَى حَتَّى تَرْضَى قَبْلَ ذَلِک‏ ... (خدایا بر من خشم مگیر که اگر تو بر من غضب نکنی دیگران برایم مهم نیستند ... از تو درخواست می‌کنم که مرا در حالیکه از من غضبناکی نمیرانی و خشمت را شامل حالم نکنی؛ این حق توست که قبل از مرگ مجازاتم کنی تا راضی شوی). بنابراین عارف بالله خوشامد یا نا خوشایندی هیچ کس را با رضایت و غضب خدا مقایسه نمی‌کند و می‌داند اوج شدت خشم خداوند از گنهکاران بعد از مرگ واقع خواهد شد لذا با وجود اینکه تحمل مکافات دنیایی نیز دشوار است اما نسبت به عذاب بعد از مرگ ترجیح دارد. به همین جهت عارفان در مقابل سختی‌های دنیا صبور هستند زیرا می‌دانند تقاص دادن در دنیا به مراتب آسان تر از عذاب آخرت است.

امام (ع) در این نیایش عارفانه علت ترس از خداوند را چنین بیان می‌کنند: ... وَ أَنَّکَ الْحَکِیمُ الْعَدْلُ الَّذِی لَا یَجُورُ وَ عَدْلُکَ مُهْلِکِی وَ مِنْ کُلِّ عَدْلِکَ مَهْرَبِی فَإِنْ تُعَذِّبْنِی فَبِذُنُوبِی یَا إِلَهِی بَعْدَ حُجَّتِکَ عَلَیَّ وَ إِنْ تَعْفُ عَنِّی فَبِحِلْمِکَ وَ جُودِکَ وَ کَرَمِکَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ... لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الْخَائِفِینَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الْوَجِلِین‏ ... (و تو حکیم عادلی هستی که ظلم نمی‌کنی و این عدل توست که مرا هلاک می‌کند و هر جا عدلت ملاک باشد من از آن فراریم؛ اگر عذابم کنی این به خاطر گناهانم است بعد از اینکه با من اتمام حجت کرده ای؛ و اگر از من در گذری به سبب حلم و جود و کرم توست؛ هیچ الاهی جز تو نیست، تو پاک و منزهی این منم که ظلم کرده ام و این منم که ترسان و وحشت زده ام). بنابراین عارف به خوبی می‌داند که علت ترس از خدای متعال به هیچ وجه ظلم و جور خداوند نیست بلکه عدل موشکافانه اوست که اگر اعمال انسان به آن میزان حق سنجیده شود، کوتاهی‌های فراوان و گناهان بسیارش او را به ورطه هلاکت خواهد افکند. به همین جهت است که سید الشهدا (ع) در ادامه دعا از عدل خداوند به خودش پناه می‌برد و به درگاه خداوندگار عرضه می‌دارد: یَا عِصْمَهَ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِیر ... وَ فَزِعْتُ إِلَیْکَ فَکَفَیْتَنِی‏ ... وَ اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا أَجْمَعِینَ وَ لَا تُهْلِکْنَا مَعَ الْهَالِکِینَ وَ لَا تَصْرِفْ عَنَّا رَأْفَتَک ... وَ عَافِنِی فِی بَدَنِی وَ دِینِی وَ آمِنْ خَوْفِی وَ أَعْتِقْ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ (ای حافظ افراد ترسنده و پناهنده ... به تو پناه آوردم پس مصونم بدار ... و همه گناهان ما را ببخش و ما را با هلاک شوندگان هلاک مکن و مهربانیت را از ما دریغ مدار ... و بدن و دین مرا معاف بدار و ترس مرا تبدیل به امنیت کن و مرا از آتش جهنم آزاد کن).

در پایان این نیایش عارفانه امام حسین (ع) مهم ترین حاجت خود را به درگاه پروردگار عالمیان این چنین عرضه می‌دارند: ... وَ أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ حَاجَتِی إِلَیْکَ الَّتِی إِنْ أَعْطَیْتَنِیهَا لَمْ یَضُرَّنِی مَا مَنَعْتَنِی وَ إِنْ مَنَعْتَنِیهَا لَمْ یَنْفَعْنِی مَا أَعْطَیْتَنِی أَسْأَلُکَ فَکَاکَ رَقَبَتِی مِنَ النَّار (و خدایا از تو تقاضا می‌کنم آن حاجتم را که اگر آن را به من بدهی چیزهایی که به من نداده‌ای زیانی به من نخواهد رساند و اگر آن را از من دریغ کنی چیزهایی که به من عطا کرده ای سودی به حالم نخواهد داشت؛ و آن حاجت این است که مرا از آتش جهنم آزاد کنی). امام (ع) در این فراز پایانی که جایگاه عرضه مهمترین حاجات است حاجتی را بیان می‌کنند که به تنهایی بر همه حوائج دیگر غلبه دارد؛ رهایی از آتش دوزخ. عارفان نیک می‌دانند که جهنم اوج تجلی و تعین خارجی غضب و خشم الهی است و شایسته نیست بنده عارف، غضب پرورگار عظیم متعال را کوچک شمارد و از آن مهیب ترین جایگاه عالم پروا نداشته باشد.