نگاهی به زندگانی صغیر اصفهانی:

زنده‌یاد صغیر اصفهانی شاعر سرشناس و چهره‌ی شاخص ادبی ـ مذهبی در قرن حاضر است. نوشته‌اند که سرودن شعر را از دوران صِغَر (8 ـ 9 سالگی) آغاز کرد و به همین سبب تخلّص «صغیر» را برگزید.

نامش محمّدحسین و نام پدرش آقا اسدالله بود. در سیزدهم ماه رجب سال 1312 ه‍ ق در اصفهان متولّد شد.

وی در انواع شعر از قصیده، غزل، ترکیب‌بند، قطعه، مثنوی و مسمّط و حتّی بحر طویل طبع‌آزمایی کرد و خوب از عهده برآمد تا جایی که در زمره‌ی استادان شعر اصفهان محسوب ‌شد.

آثار او هنوز ـ خوش‌بختانه و متأسّفانه[1] ـ در دو جلد و با دو عنوان وارد بازار نشر می‌شود:

1. دیوان صغیر اصفهانی (قصاید و غزلیّات و ...)

2. مصیبت‌نامه‌ی صغیر اصفهانی (مراثی اهل بیت: و منظومه‌ی خطبه‌ی غدیر)

«صغیر» در 13 مرداد 1349 ه‍ ش (اوّل جمادی‌الثّانیه 1390 ه‍ ق) در اصفهان درگذشت. پیکرش پس از تشییع باشکوه در میدان قدس (فلکه‌ی طوقچی) در جوار حرم مطهّر رأس الرّضا7 به خاک سپرده شد.

 

اشعار صغیر اصفهانی برای ضریح مطهّر حضرت عبّاس:

ساخت بسیاری از درها و ضریح‌های عتبات عالیات[2] در دوره‌ی زندگانی صغیر (قرن 14)، این توفیق را برای او به ارمغان داشت تا با سرودن شعر در آن رابطه به ساحت قدس اهل بیت: عرض ارادت کند. صاحب این سطور، مقاله‌ای مجزّا با عنوان «عتبات عالیات در شعر صغیر اصفهانی» دارد که در جلد اوّل کتابی با نام «مجموعه مقالات اوّلین همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق»[3] چاپ شده است.

در این مقال و مجال به اشعار می‌پردازیم که صغیر برای ضریح حضرت قمر بنی هاشم سروده است. جناب صغیر به توفیق الهی سه شعر برای این رویداد مبارک می‌سراید: یک قصیده و دو غزل. غزل‌ها متضمّن مادّه تاریخ است؛ می‌دانید که مادّه تاریخ، کلمه یا عبارتی است که مجموع حروفش به حساب جمّل (حساب ابجد) مساوی با یک تاریخ مشخّص می‌شود.

یادآور شوم که این ضریح در زمان مرجعیّت آیه الله سیّد محسن حکیم طباطبایی ساخته و پرداخته شده و از قراین[4] پیداست که ساخت آن در سال 1384 قمری اتمام یافته و پرده‌برداری از آن در سال بعد یعنی 1385 قمری انجام گرفته است.

سه شعر مورد نظر در صفحات 263 و 264 از کتاب «مصیبت‌نامه‌ی صغیر» (چاپ پانزدهم) به چاپ رسیده است.

 

اینک معرّفی هر شعر:

 

قصیده‌ی 15 بیتی با این عنوان: اشعار ذیل به جهت پرده‌برداری از ضریح مقدّس اباالفضل العبّاس سال 1385 قمری در کربلا سروده شد (مصیبت‌نامه‌ی صغیر، ص 263):

نسیم می‌وزد از باغ خلد، پنداری

که پُر فضا شده از بوی مشک تاتاری

به صحن حضرت عبّاس گشته شامل خلق

عطای بی‌حد و پایان ز حضرت باری

برای تهنیت از بس فرشته کرده نزول

به بال هم بگزینند جا ز بسیاری

ز جنّ و انس و ملک بینم این همایون جشن

ندانم این که به خواب است یا به بیداری

بلی؛ ز سعی حکیمانه‌ی حکیم زمان

به جوی مجد و علا، آب فیض شد جاری

به عرش، نور برآید ز کربلا کامشب

شد از ضریح اباالفضل، پرده‌برداری

همین ضریح مقدّس که از گرفتاران

کند توسّل آن رفع هر گرفتاری

همین ضریح که گردون ز فیض تعظیمش

به راستی که کند فخر از نگون‌ساری

همین ضریح که از آن برای استشفا

سزد مسیح کند آرزوی بیماری

همین ضریح که در قرب آن امید فرج

برای خلق ز هر سختی است و دشواری

زهی امیر دلیری چو حضرت عبّاس

که بهر شاه شهیدان کند علمداری

نمود یاری دین و بدین مقام رسید

که آسمان ز جنابش طلب کند یاری

کسی که شامل او می‌شود شفاعت وی

به روز حشر چه غم دارد از گنه‌کاری

مجوی رحمت حق بی ولای او که کند

به شرط دوستی او، خدای، غفّاری

«صغیر» را به محبّان او بُوَد پیوند

ز خصم او دو جهان جسته است بیزاری[5]

 

غزلی 6 بیتی شامل مادّه تاریخ با این عنوان: تاریخ ضریح مطهّر مقدّس حضرت باب الحوائج ابوالفضل العبّاس (مصیبت‌نامه‌ی صغیر، ص 264):

هر که کند گریه در عزای ابوالفضل

شامل او می‌شود عطای ابوالفضل

هست ابوالفضل شهرت وی و باشد

منحصر این فضل از برای ابوالفضل

در ره عشق حسین گشت فدایی

جان همه عاشقان فدای ابوالفضل

سعی حکیمانه‌ی حکیم که باشد

رای مطاعش، مطیع رای ابوالفضل،

کرد تمام این ضریح را به صفاهان

بهر رضای حق و رضای ابوالفضل

از پی تاریخ آن «صغیر» رقم زد:

«بس بُوَد او را همین ولای ابوالفضل»

مصراع آخر به حساب ابجد 1384 می‌شود که حاکی از سال ساخت ضریح است؛ این عدد در کتاب به اشتباه، 1385 ثبت شده که گویا خطای حروف‌چینی است.

 

غزل 5 بیتی باز شامل مادّه تاریخ با این عنوان: ایضاً تاریخ دیگر از ضریح منوّر حضرت ابوالفضل؛ ص 264:

زهی مقام ابوالفضل و آن جلالت و شان

که نیست شبه و نظیرش به عالم امکان

جهان به او متوسّل بُوَد که می‌گردد

به نام نامی او مشکلات خلق، آسان

زهی کریم که باب الحوائجش لقب است

کند ز بس که حوائج، روا ز خلق جهان

غرض به شهر صفاهان ز سعی اهل هنر

چو یافت امر ضریح مقدّسش پایان،

«صغیر» از پی تاریخ این سعادت گفت:

«کنند طوف ضریح وی اهل دل از جان»

مصراع آخر به حساب ابجد 1385 می‌شود که مربوط به سال پرده‌برداری از ضریح است؛ دو بیت پایانی این شعر در چاپی که مأخذ نوشته‌ی ماست، چاپ نشده یعنی شعر ناقص است که بحمدالله با رجوع به چاپ هجدهم مصیبت‌نامه به سال 1390 کامل شد.

 

منابع:

  1. دیوان سنا (مجموعه اشعار استاد علّامه جلال‌الدّین همایی): به اهتمام ماه‌دخت بانوهمایی، تهران، مؤسّسه‌ی نشر هما، چاپ اوّل، 1364.
  2. مصیبت‌نامه‌ی صغیر اصفهانی: اصفهان، ناشر: فرزندان مرحوم صغیر، چاپ پانزدهم، 1366.
  3. مصیبت‌نامه‌ی صغیر اصفهانی: اصفهان، انتشارات صغیر، چاپ هجدهم، 1390.
  4. مجموعه مقالات اوّلین همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق: به اهتمام دبیرخانه‌ی اوّلین همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق، قم، ‏‫مجمع ذخائر اسلامی و مؤسّسه‌ی آل‌البیت: لاحیاء ‌التّراث، 1393.