خادمین افتخاری
رضا بیات
محمود آرامی-خادمین افتخاری
مریم حاجی علی
خادمین افتخاری
سجاد خاکی صدیق
رضا بیات
رضا بیات
سجاد خاکی صدیق
سجاد خاکی صدیق
رضا بیات
محمود آرامی-خادمین افتخاری
سجاد خاکی صدیق
تحریریه
هوای آلوده ی شهر من
۱۳۹۰/۹/۱۴
ایستگاهِ ... ازدحام جمعیت باعث شد که کتابم رو ببندم و به سختی توی کیفم بذارم؛ ایستگاهِ ... عده ای از قطار پیاده شدن و عده ی جدیدی سوار، طبق معمول آدم های توی قطار تازه وارد ها رو بر انداز می کنن هنوز نفهمیدم چرا توی مترو آدم ها هِی باید نگاه هم دیگه بکنن!! ایستگاهِ ... چند تا ببخشیدِ نسبتا بلند می گویم و همزمان همین طور که تنم به تنه ی افراد برخورد می کنه از قطار پیاده می شم. سرم را به چپ و راست می چرخونم تا نزدیک ترین تابلوی خروج رو پیدا کنم... به سمت چپ حرکت می کنم هم چنان که صدای بلند قطار که از کنارم رد می شه گوشَم رو اذیت می کنه، بادِش صورتم رو نوازش می دِه. سرم را رو به بالا می گیرم؛ ای به خشکِ این شانس! پله برقی به سمت پایین می یاد و من باید از این همه پله بالا برم. آرام آرام پله ها رو بالا می رم و از ایستگاه مترو خارج می شم، چندتا سرفه ی کوچیک منو متوجه آلودگی هوا میکنه! این روزها یکی از دغدغه های مردم شهر آلودگی هوا شده؛ واقعا هم نگران کنندست! اما نفس تنگی من برای امروز و دیروز نیست!!...
چقدر نفس کشیدن توی شهری که مظلومیت و غربتِ امامِ زمانِش روز افزونه سخته؛ هر چند که روی بنرهای بزرگ در برزگراه هایش زده باشن اللهم عجّل لولیک فرج!! هوای شهر من آلودست به غفلت، به بی خیالی، به بی امامِ زمانی، گناه عادیست در کوچه پس کوچه های این شهر، خدا نیست در لحظه لحظه های این شهر!!
اما تقویم دلم داره نشون میده که زمان هوای تازه دمیدن توی شهرمون نزدیک می شه... انگار در عالم غیب داره اتفاقاتی می یوفته...
من و تو باید هم دیگَرو پیدا کنیم توی این شهر شلوغ و با هم گریه کنیم با هم زار بزنیم؛ باهم صبر کنیم و منتظر باشیم. زمان نفس کشیدن، آرام شدن، از دنیا دل بریدن ،زمان توبه داره نزدیک می شه . و چه نعمتیه محرم و روضه های ارباب بی کفنمان... بیا نفس بکشیم...
با روضه ی حسین نفس تازه می کنم وقتی هوای شهر نفس گیر می شود
نویسنده : سجاد خاکی صدیق